نگاهی به نشست زیارت و تاثیر آن بر هویت شهر: گم شدن حرم در شهرسازی مشهد
محسن قامتی: هشتمین نشست گفتمان شهر با موضوع “زیارت و تاثیر آن بر هویت شهر مشهد” در حوزه انسانشناختی بعدازظهر روز پنجشنبه سیزدهم آبان با حضور “دکتر جبار رحمانی” انسان شناس و عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی واجتماعی وزارت علوم و ” دکتر ابراهیم فیاض” انسانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در پژوهشکده “نوین شهر معنوی ثامن” مشهد برگزار گردید که در آن مباحث مختلفی از قبیل عوامل سیاسی و فرهنگی تاثیرگذار بر شکل و معماری کنونی شهر مشهد مطرح شد و راهکارهایی برای برونرفت از مشکلات کنونی و پیشگیری از معضلاتی که در آینده گریبان پایتخت معنوی ایران را خواهد گرفت ارائه گردید.
مشهد خاستگاه تمدن در ایران
به گزارش خبرنگار مشهد تریبون “دکترابراهیم فیاض” به عنوان شروع کننده جلسه در ابتدای صحبت خود این موضوع را مطرح کرد که مشهد فرهیخته ترین شهر ایران است و ۲ بار تمدن ایران از این منطقه متولد شده است (اشکانیان و پس از اسلام سامانیان و طاهریان) که در کتاب چهره آسیا راجع به خراسان مفصل توضیح دادهشده است.وی در همین باره گفت:”حوزه تمدن ساز ایران، خراسان و مشهد است در نتیجه اگر اینجا دچار اختلال شود، بحث تمدنی ایران دچار مشکل میشود و اگر اینجا فعال شود، ایران هم فعال میشود. چهره جدید مشهد بحث آور اوراسیااست که بعد از شکست آلمان در جنگجهانی دوم و پیروزی انگلستان و آنگلوساکسونها عملا تمام شد،اما حالا با جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا دوباره مطرح شده است.ساختار این طرح به گونهای است که مشهد راس مثلث مرزی اوراسیا و آبادترین شهر این منطقه است.در این طرح آلمان و روسیه که قدرتمندهای اروپا محسوب میشوند نگاه ویژهای به شرق خواهند داشت که شرق در آن نظریه از افغانستان به آن طرف تعریف میشود،همین نقشه است که مشهد را در مرز اوراسیا قرار میدهد”.
نکته مهم دیگر راجع به آینده مشهد این است که تئوری “دولت-ملت” در حال فروپاشی است و تئوری که جایگزین شده است “مردم-شهر” نامیده میشود،مثال آنهم دبی است که حتی با اینکه مرکز امارات هم نیست اما سیاستگذاریش در منطقه پررنگتر از دولت امارات است.ایران هم شهرهای مهمی در منطقه دارد، مثل رابطه تبریز و تاثیرش بر آذربایجان و ترکیه یا تاثیر شهر اهواز بر عراق و غیره، به طور کلی در آیندهای نه چندان دور دولتها به شهرهایشان برای انجام امور اقتصادی خودمختاری خواهند داد که البته نظریه امنیتی خاص خود را دارد که ما باید خیلی روی آن کار کنیم.مطمئن باشید فردا به جای وزیرکشور یا وزیر خارجه استاندار خراسان امضای قرارداد بیناللملی را برای مشهد انجام خواهد داد.ما در این مسائل دچار وحشتزدگی شدهایم که البته نشان از رشد ما دارد.اما این نکته را نشان میدهد که کشور ضعف تفکر دارد و دلیل اصلی آنهم مرگ دانشگاههایی از قبیل همین فردوسی مشهد است.
فرهیختگان مشهدی
“کتابهای دست دومی که در “جمعه بازار مدرس” مشهد هست، در تهران و هیچ کجای دیگر ایران نیست”.
دکتر فیاض در ادامه صحبتهای خود با بیان مطلب فوق سطح بالای قشر متوسط فرهیخته مشهد را گوشزد کرد و در ادامه افزود:اگر این قشر را تغذیه نکنیم یک قشر متوسط ملحد در مشهد بوجود خواهد آمد که جنگ با مذهب را آغاز خواهد کرد که نه تنها ایران بلکه افغانستان و آسیای میانه را هم پوشش خواهد داد.
مشهد و دین
وی افزود:اگر مقوله زیارت و قبل از آن دین را نتوانیم برای قشر فرهیخته مشهدتعریف کنیم دچار بحران علیه خود زیارت می شویم،همانطور که در سیاست می بینیم در ایران منحنی نرمالی نداریم منحنی های ما سینوسی است یا یک طرف پیروز مطلق است یا شکست خورده مطلق، تمام حرکتهای جامعه ما به این گونه است.
فیاض بعد از تبیین این تهدید تنها راه جلوگیری از آن را فعال شدن دانشگاه ها و به تبع آن متفکرین دانست و بزرگترین سوال پیش رو در این مبحث را “رابطه بین غیب و شهادت” دانست.
او تفاوت تمام ادیان و تفکرهای مختلف در جهان را از همین سوال نشات گرفته دانست و در ادامه افزود:تفکری مثل سکولاریسم به جای حال به قال توجه میکند و میگوید همه چیز ظاهر است، که ما در آینده دیدیم که ایمان به غیب که رفت جنگ شروع شد بنبست های فکری در جهان آغاز گردید، ما در اسلام ایمان به غیب داریم به شرطی که به شهود برسد اصلا این نفس امامت است، تبدیل غیب به شهادت، ایمان به غیب بدون تبدیل به شهادت انسان را به جاهای عجیب و غریبی میبرد مثل کشور هند که عینیت عبارت هر کسی از ظن خود شد یار من هستند.
دکتر فیاض وجه دیگر این موضوع را تفکری مثل تفکر داعش دانست و تصریح کرد که اگر ایمان به غیب با ظنیت(اعتقاد هندی ها) همراه نشود با خشونت همراه میشود.
وی داعش را یک تفکر عرفانی قلمداد کرد و اضافه کرد که تفکر عرفانی آخرالزمانی دولت نهم و دهم، هم ردیف با داعش همان وجه به خشونت آمیخته است.
فیاض در ادامه به تعریف مفهوم زیارت پرداخت و گفت: “حال ما در شهادت(عالم مادی) واقع شده ایم و زیارت حس کردن عالم غیب است، زیارت یک حضور جسمانی و مادی در یک “مکان” معنویست.
مکان زیارت خیلی مهم است چون باید تبدیل به فضا شود و معنا ایجاد کند، این کلید ارتباط “معماری” و “شهرسازی” با زیارت است، کار این دو علم ساخت فضا از مکانهاست، معنا ایجاد شده زمان ما را عوض میکند به عنوان مثال کمبود زمان شما را بیقرار و افسرده میکند و بعد از انجام کار احساس انبساط خاطر و آزادی می کنید، می بینید که فضای آدم زمان انسان را منبسط میکند.
معماری حرم امام رضا(ع) و شهرسازی مشهد
این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در مورد معماری حرم امام هشتم گفت:” معماری حرم چهار ایوانی است که این مولفه و همچنین گنبد بنا برگرفته از معماری دوره ساسانی می باشد که توسط تیموریان و آلبویه ساخته شده است،این معماری چهار ایوانی این مفهوم را به ذهن شما متبادر میکند که فضای شما کاملا گشوده است و گنبدی شبیه به آسمان در بالای سر شما قرار میدهد، حتی بعدها در دوره صفوی، “شیخ بهایی” هم که بخش بالاسر را میسازد از همین معماری “چهار ایوانی” استفاده میکند و به طور کلی چهار ایوانی یعنی انبساط، مثل همان فضای کلی زیارت که مقصودش دادن انبساط خاطر به شماست.
وی در ادامه وارد موضوع شهرسازی مشهد شد و گفت:” فضای شهری مشهد را میتوان یک فضای انفجاری نامید، در فضاهای شهری مشهد هیچ میدانی مثل میدان آزادی تهران وجود ندارد که مردم از فضای شهری وارد یک فضای منبسط و باز شوند. در شهرسازی مشهد حرم گم است و متاسفانه این اصل که شهر مشهد باید حول حرم امام رضا ساخته بشود بعد از انقلاب مغفول مانده است. یکی از اصول زیارت یاد و ذکر است و معماری در شهر مشهد باید به این سمت می رفت اما مردم در مشهد از زیارت که برمیگردنند به جای ذکر و یاد وارد غفلت میشوند.شهر به گونهایست که مردم در داخل آن از امام رضا دور میشوند، کاری باید در معماری انجام میشد این بود که زمان منقبض شهادت را به عالم منبسط غیب وصل کند.معماری حرم مثل زندانهای پاریس است، دالان های تودرتو بدون معنی و بدون قرینه و نظم که پر است از انقباض به جای انبساط.اولین قدم انبساط زیباشناختی است و اولین قدم زیبایی نظم است که حتی در خود حرم هم نیست.
مشهدو سرحد انفجار
وی در انتهای این بخش از صحبتهایش برای نتیجهگیری گفت:”از هر لحاظ شهر مشهد از بدو ورود تا رسیدن به حرم مطهر هیچ مکانی که به انبساط خاطر و یا ذکر و آرامش و خودیابی فرد منجر شود ندارد و این دوگانه شهر مشهد را از لحاظ اضطراب به سرحد انفجار خواهد رساند.
در ادامه جلسه دکتر جبار رحمانی شروع به طرح مباحث خود نمود و گفت:متاسفانه سعی میشود به زیارتگاهها مفهوم مکانیکی داده شود که این کار از لحاظ دینی و اجتماعی مسالهدار است، اینکار هر روز فضای زیارتگاه را تنگتر وتنگتر میکند،اینکار جلوی خلاقیت روحی روانی زائران وهم “خلاقیت در تولید امر قدسی” و هم توسعه را از این بارگاهها میگیرد.
وی ادامه داد: زیارتگاه تجلیکده دین و بعد معنوی ما است و تشیع به شدت به مساله زیارت تاکید دارد و وابسته به آن است، البته باید به این هم توجه داشت که زیارتگاه مکانی نیست که یک گنبد زرین داشته باشد و مفهوم آن بسیار پیچیده تر از این تفکر است و عناصر زیادی در شکل گیری آن نقش دارند و امروزه ما در مشهد فاجعه مدیریت بارگاهها را به عین می بینیم، که این فاجعه مدیریتی در تمام زیارتگاههای کوچکتر هم در مقیاس خردتری در حال انجام است، ما در حالی که مشغول بحث راجع به این مسائل هستیم یک پژوهشگر آلمانی مشغول مطالعه بر روی ” آستان قدس رضوی” است، با این ایده که زیارتگاه به عنوان یک منبع فرهنگ عمل میکند و پرسش هم اینست که چطور یک بارگاه در خاورمیانه و آسیای میانه حیات فرهنگی را سامان میدهد؟.
وی در ادامه افزود: متاسفانه متولیان زیارتگاهها نگاه و درکی به مفهوم زیارت دارند که سعی میکنند آنرا به سیستم زائر و سیستم فرهنگی موجود در حول زیارتگاه تحمیل کنند و یک نوع از یکسانسازی معنایی را دنبال میکنند که به قول دکتر فیاض باعث انقباض فضای زیارتگاه میشود، چون زیارتگاه به شدت از لحاظ فکری و زبانی در لایه های درونی خود متکثر است و در واقع همین عامل فراگیری زیارتگاه میشود، ذخیره معنایی حول یک زیارتگاه از همین بیان های متفاوت شکل میگیرد، یکی از تعاریف و تفاسیر زائران است که مطرح میشود از سوی دیگر تفاسیر همان متولیان و کارکنان وجود دارد و مهمتر از آن هم تعاریف و تفاسیر مجاوران است که این ذخایر معنایی را بهوجود می آورد و در پی آن فضایی جامعه شناختی و روانشناسی را بوجود میآورد که نتیجه آن تجربه زیارت را شکل میدهد.
مفهوم پیچیده زیارت
وی در ادامه در مورد مفهوم زیارت اضافه کرد:زیارت این نیست که فقط به یک مکان مقدس برویم و انقلاب درونی رخ دهد و برگردیم! مفهوم آن پیچیده تر از این است. زیارت از اندرونی خانهها شروع میشود و تا ماهها بعد از سفر ادامه پیدا میکند، قدیم قبل از دخالت سیاست و اقتصاد در زیارت اثربخشی آن بیشتر بود، هر زیارت منجر به یک انقلاب درونی میشد و نکته بعدی در مورد کاربد زیارت است، گاها صرفا منظور بیان های مقابل هم نیست و نزاع آنها بر سر یک بحث قدسی به دلیل وجود یک مورد بالاتر که همان بارگاه است تبدیل به یک کلام واحد و ایجاد یک کلمه هماهنگ می کرد و به عنوان مثال می توان به مکه اشاره کرد.
فرآیند کامل زیارتی چیست؟
دکتر رحمانی عناصر کلیدی زیارت را به ترتیب سوژه زائر ،سفر زیارتی، فرآیند زیارت و رسیدن به بارگاه و بازگشت از زیارت برشمرد که در گذشته بسیار پر رنگ بوده است و اینکه فقط نمازی در یک صحن خوانده شود یا بوسیدن ضریح را نمی توان به عنوان یک فرآیند کامل زیارتی دانست چون یک تجربه زیارتی از تکرار اعمال حول و حوش اصل عمل زیارت بوجود می آید.
این استادیار دانشگاه با انتقاد از سیاست گردشگری زیارتی و با بیان اینکه منطقه گردشگری با زیارتی یکی نیست چون لذت توریسم با لذت معنوی زیارت یکی نمی باشد این پروژه را شکست خورده دانست و افزود: اجرای این سیاست باعث شد مشهد به تفریحگاه تبدیل شود و بعد تفریحی آن غالب بر بعد زیارتی آن شده است و در حال حاضر مسافر مشهد لذت سفر را می برد نه لذت زیارت را.
وی در موضوع تبیین مفهوم زیارت ادامه داد:زیارت گونههای مختلفی دارد که در اینجا از لحاظ مقصد زیارتی آن را دسته بندی می کنیم،گاهی به زیارت یک مکان مقدس می رویم و گاهی به زیارت یک شخص مقدس میرویم، گاهی به زیارت یک شی مقدس میرویم و گاهی برای تکرار به سراغ یک متن مقدس میرویم، در گذشته مشهد این عناصر را با هم داشت اما الآن با گذر زمان به تدریج از شاخ و برگ زیارت مشهد کمتر میشود و بار زیارتی آن کاهش مییابد.
زیارت در مشهد تبدیل به یک مسیر شده است
رحمانی اذعان داشت: امروزه زیارت در مشهد شامل یک مسیر شده است، حرم مطهر-مرکزخرید و بالعکس. زیارتگاه کانون اصلی تولید تقدس است و امر قدسی اینجاست که خود را توسعه میدهد و یا احیا میکند، که این با سه عامل زیارت، معجزه و نذر اتفاق میافتد، درگذشته این سه عامل به صورت بستهای عمل میکردند اما اکنون فقط زیارت باقی مانده است در حالی که هر کدام از آنها یکی از شریانهای دین عامه هستند، دین عامه را میتوان دین بارگاهی نامید در این مکان هاست که مردم نیروی معنوی میگیرند و به تعبیری سبکبال میشوند.
کنترل دین با کنترل زیارتگاه
در ادامه دکتر رحمانی با اشاره به فاجعه منا تصریح کرد: فاجعه منا بار اول نبود که زیارت کشته داده است و بار آخر هم نخواهد بود و این از همخوان نبودن فلسفه زیارت با رفاه میآید، در زیارت رفاه نداریم رنج سفر جزئی از زیارت است.مثال ساده آنهم اثرگذاری بیشتر حج واجب نسبت به حج عمره است که به همان سختی سفر اشاره دارد، بطور خلاصه شما نمیتوانید در پر قو بخوابید و تجربه معنوی خاصی داشته باشید، هرچقدر تسهیلات رفاهی بیشتری باشد تجربه زیارت بیشتر به خطر می افتدواین قدرت بارگاه به خودیخود گردش مالی بزرگی بهوجود میآورد و کانونیت تحولات شهری و اجتماعی میشود، شما با کنترل زیارتگاه کنترل دین را به دست میآوریدواین باعث بوجود آمدن تولیتها و نزاعهایی بر سر کنترل زیارتگاه میشود.
وی افزود:همیشه تولیتها یک گفتمان خاص را از دین تعریف میکنند و آن را به زیارتگاه تحمیل کنند، هرچقدر زیارتگاه بخواهد جهان شمولتر باشد باید اجازه تکثر گفتمانی بیشتری را بدهد، سیاستی وجود دارد به نام “خلوص” که از طرف تولیتها اعمال میشود و در مقابل تکثر بیان ها قرار میگیرد که این همان عامل نزاع بر سر امر قدسی است.
دکتر رحمانی در پایان صحبتهایش این هشدار را داد که تهی کردن بار معنایی زیارت مردم، یا آنها را کلا از زیارت ناامید میکند یا محل زیارتشان را عوض میکند و یا باعث بوجود آمدن نوع جدیدی از افراطیگری در امر زیارت میشود.
مردم مجاور هویت خود را تعریف کنند
بعد ازصحبتهای اساتید سوال” فرق شهر زیارتی با سایر شهرها در مورد اموری مثل مبانی شهروندی و اصول شهرسازی چیست؟” مطرح گردید که دکتر رحمانی اینگونه به سوال پاسخ داد که برای یک بارگاه در یک شهر باید یک حریم تعریف شود و چیزی به اسم “شهر زیارتی” را از نظر علمی قبول ندارند، به عقیده وی صاحبان قدرت باید اجازه بدهند که مردم مجاور خود هویت شهر خود را تعریف کنند.
دکتر فیاض هم در پاسخ به این سوال تصریح کردند که شهر زیارتی معنا ندارد و به عنوان مثال باید برای مشهد “محله امام رضا” ساخته شود که خیابانهای داخل مثلث ترمینال مسافربری، راهآهن و فرودگاه را شامل شود و بقیه شهر به امورات خودش مشمول شود که در واقع این همان مفهوم حریم زیارتی در صحبتهای دکتر رحمانی است.
در پایان جلسه هم تعدادی از اندیشمندان و شهروندان شهر مشهد که در سالن حضور داشتند به بیان دیدگاههای خود پرداختند.
بدون نظر










