نگاهی به هویت بصری مشهد ۲۰۱۷: این هویت ناخوانا است
«مشهد از جانب آیسسکو (سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی اسلامی) به عنوان پایتخت فرهنگ اسلامی در سال ۲۰۱۷ برگزیده شده است». این خبری بود که پس از نشست «شورای عالی سیاستگذاری ملی پایتخت فرهنگ اسلامی» در دی ماه ۹۴ اعلام شد. این انتخاب یک رویداد فرهنگی مهم است که حتما نقش بهسزایی در دیپلماسی فرهنگی کشور و همچنین مناسبات سویههای شیعی-سنی جهان اسلام خواهد داشت. برای اینچنین رویدادهای مهم «فرهنگی-دیپلماتیک» در تمام جهان طراحیهایی انجام میشود؛ از طراحی نشانه تا پوستر و هویت بصری و… .
هویت بصری «مشهد ۲۰۱۷» هفتهی گذشته توسط شهرداری و تعدادی از نمایندگان شورای شهر مشهد و مدیران شهری رونمایی شد. در این طراحی از نقوش هندسی گرهچینی و مشخصا آیینهکاری به عنوان زیرساخت طراحی استفاده شده است. پیش و بیش از همه «تایپوگرافی» این مجموعه توی ذوق میزند. حروفنگاریای که نمونههای بسیاری از آن را در خطوط لاتینی دیدهایم و در واقع کپی سادهای از این سبک تایپوگرافی در غرب است. هرچند که در اینجا طراح تلاش کرده است از نقوش آینهکاری استفاده کند اما شکستگیهای نقوش گرهچینی نسبتی با ماهیت سیال و ظرافت خوشنویسی فارسی ندارد و ناچار طراح به کوفی بنایی پناه برده که البته آن هم در نوشتار ننشسته و خوانایی اثر را کم کرده است. شیوهی نوشتار این اثر به تایپوگرافی مدرن ایرانی نیز ارتباطی ندارد و چیز بدیعی را هم خلق نکرده. البته اگر این ایده و شیوه، با خوشنویسی و حروف فارسی همخوانی و همراهی پیدا میکرد بهطوری که بیانی جدید را به متن اضافه میکرد، اتفاقی خجسته بود. اما اکنون چیزی جز تزیین صرف نیست و این وضعیت برای هویت بصری پایتخت فرهنگی جهان اسلام، ایدهی معماران مدرنی چون «آدولف لوس» و «برونو زوی» را به یاد میآورد که؛ تزیینات صرف، جنایت هستند چرا که مانع تکامل فرهنگی میشود.
«هویت زنده»، یعنی در این شهر زندگی وجود دارد و دقیقا طراحی هویت بصری شهرها از همین حیث است که اهمیت پیدا میکند. برای هویت بصری شهرها و برقراری ارتباطی واضح و روشن با مخاطب باید اثری زنده و ارزنده طراحی شود؛ البته اگر این موضوع در مشهد اهمیتی داشته باشد. پویایی هویت به خلاقیت است، به ارتباطات سالم و فعالیتهای جمعی و گسترده است. هویت عناصر خود را تولید میکند. چنانکه پیش از این آیینهکاری و گرهچینی و گنبد و… در فضای سنت ساخته میشد و نمودی از تفکر و روح جامعهی زمانهی خودش بود. اما آیا طیف به همآمیختهشدهی سبز و زرد و آبی و برداشت ناشیانه از آیینهکاری، روح و هویت امروز مشهد است؟
نمادهای فرهنگیای که به ما ارث رسیده است را نباید در حد یک پترن تنزل بدهیم و جدا از آن، هنری اینچنین عمومی را نمیتوان فقط به لحاظ زیباییشناسی بررسی کرد چرا که فضای عمومی در متنی از مسائل فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و… واقع شده است.
متاسفانه بعضا طراحان گرفتار انگیزشهای کمبود هستند. زیبایی و دانایی و دانش وزنی ندارد. در حالی که وظیفهی طراح درونی کردن ارزشهای فرهنگی جامعه است تا در نهایت به خلق هویت فرهنگی بیانجامد. تبلور هویت در تصویر آنقدر کار حساس و نیازمند تعهد است که یا میتواند خیلی برجسته و قابل توجه باشد و مخاطب را به دنبال خود بکشاند و یا مخاطب را بدگمان کند و راه ارتباط موفق طرح بسته شود.
مشهد ۲۰۱۷ بناست یک هدف اصلی و عمده را دنبال کند و آن بازیابی سیمای ذهنی مشهد و معرفی آن به جهانیان است و حال این سوال پیش میآید؛ آیا الگوی آینهکاری سیمای ذهنی مشهد است؟
حداقل اگر به وجه بینالمللی شهر فکر کنیم، برای دادن سفارش و برگزاری فراخوانِ طراحی هویت آن، باید با حساسیت بیشتری پیش رفت. همانطور که در سیاستهای اجرایی این رویداد تاکیدی بر بهرهگیری از توان و ظرفیت نخبگان علمی و فرهنگی و «مشارکت وسیع» است. دریافت و درک نشانههای هویت بهشدت مرتبط و وصل به رضایت مخاطبان و دانش آنهاست. آیا برای طراحی این هویت بصری بینشی برگرفته از مخاطب هدف داشتهاند؟
شکوفه معینی








خط نستعلیق نماد هنر ومعرفی هنر خوشنویسی ایرانیان است که اعراب هم از نداشتن همچین هنری غبطه میخورند و چه خوب است در برخی اثار ونمادهای معرفی مشهد ۲۰۱۷ از همین خط استفاده شود
دیدگاه توسط نادر 1 درتاريخ ۹ شهریور, ۱۳۹۵ ۹ شهریور, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۴ ق.ظ
سلام طرح خوب تصویر سازی شده فقط همین، این نمیتونه هویت بصری باشه هویت بصری شهر مشهد یعنی مردم شهر مشهد اون نماد خودشون میدونند بقیه مردم ایران هم با دیدن اون نماد یاد شهر مشهد تو ذهنشون شکل بیگیره.نماد تصویری که باید انتخاب بشه یا هویت یک تعریف ساده و مثال خوب میشه زد کاری که بارها دیده شده در برگزاری المپیک در کشورهای مختلف همیشه از نماد های بارز و شناخته شده ای از اون شهر و کشور برگزار کننده استفاده میشه نیاز نیست نا مفهوم باشه و یا طراح تلاش در ایجاد نماد و فرمبرای اون فستیوال و همایش داشته باشه شاید در پیکتو گرام های بازی های المپیک (نمادهای تصویری ) هر بازی ورزشی کارهای موفق انجام شده….به هر صورت باید اون نماد مشترک و عمومی و قابل درک رو به بهترین شکل ارائه بده…….تو این کار باید زبان مشترک کشورهای مسلمان همانا فونت عربی هست استفاده میشد…از یکی خطی های خوشنویسی که ما به آن افتخار میکنیم و در مساجد و زیارتگاههای ما به خوبی دیده میشود…اون زمان تریکیب تایپ فیس و یا همان تایپو گرافی برگرفته از خط ثلث که نماد مشترک فرهنگی مسلمانان هست و ما در معماری حرم مطهر امام رضا , میبینیم کار کامل میشد …باز هم این نکته را یاد آور میشم اگر متن و تصویری که با کمک فرمهای هندسی ساخته شده برای معرفی مکان و یا فعالیت غیر مذهبی و فرهنگی بود شاید بهتر دیده میشد تریکب رنگ ها کنار هم یک ضعف بزرگی دارد فاصله دور رنگها محو شده و وضوح تصویر و بافتها دیده نمیشود یاد آور رنگ بندی همراه اول را القا میکند.رنگ سرمه ای و آبی فیروزه ای و نارنجی زرد کنارهم خوب است اما هنرمندان گرافیست کمی میتواند حرفه ای از رنگها در کارایشان استفاده کنند….
دیدگاه توسط محمد درتاريخ ۱۰ شهریور, ۱۳۹۵ ۱۰ شهریور, ۱۳۹۵ ۱۰:۳۷ ق.ظ