تاملی بر سخن معاون فرهنگی اجتماعی شهردار مشهد/کنفوسیوس چیست؟
گروه مدیریت شهری: وحید جلیلی معاون فرهنگی و اجتماعی شهردار مشهد چند روز پیش در جلسه ساماندهی شئون فرهنگی مناسبتهای مذهبی که در اداره کل تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، برگزار شد، با اشاره به برخی از ظرفیتهای محرم، با انتقاد از نحوه استفاده این ظرفیتها در سطح جامعه پرداخت، گفت: تا اسم آسیبشناسی ظرفیتهای محرم به میان میآید، همه سراغ مداحها میروند. چند سال پیش در پاسخ به سوال یک نشریه که پرسید نظر شما در مورد مداحیهای سرخ پوستی چیست، گفتم که این مداحیهای به قول شما سرخپوستی به خاطر آن منبرهای کنفوسیوسی است.
پس انتشار سخنان جلیلی بسیاری از رسانه ها تیتری با این عنوان زدند: مداحیهای سرخ پوستی، مولود منبرهای کنفوسیوسی است
اما این تیتری بود که خیلی به کار گرفته شد اما شاید خیلی ها نفهمیدند اصلا مداحی سرخ پوستی و کنفوسیوس به چه معنا است که منبرهای این چنینی مولود مداحی های سرخ پوستی می شود.
لذا برای پیگیری معنا کنفوسیوس به منابع علمی مراجعه کردیم که مطالب زیر به دست آمد:
منابع مختلف آورده اند:
”کنفوسیوسیسم بیش از هر چیز یک سبکزندگی است، سبکی از زندگی که هدفش رسیدن سرزمین آبا و اجدادی به حداکثررفاه و سعادت و به سامان کردن زندگی خانوادگی و فردی است. “
تجربه امر قدرسی ندارد به این معنا، کنفوسیوس واجد تفاوتی معنادارد با بودا و عیسی و زرتشت است. کنفوسیوس گردآورنده سنت حکیمانه ولیبسیار باستانی است که ریشههایش به پادشاهان فرزانه عهد باستان میرسد. کنفوسیوسیسم پاسداری از سنت است.کنفوسیوس پیرو سنتی است که تاریخنویسانچینی از آن به عنوان جو-جیا (Ju- Chia) یا “سنت حکیمانه” نام میبرند و اینسنتی است که نسب از آرا و افکار پادشاهان فرزانه چینی میبرد.
بزرگترینمنبع موجود درباره کنفوسیوس کتاب «آنالکت» است که مجموعهای از سخنان ویاست. منابع چنین ذکر میکنند که کنفوسیوس در خانوادهای فقیر و شریف در شهرچو-فو (chu- fu) در ولایت لو در استان شانتونگ متولد شد. او در عصری بهدنیا آمد که شاهان ژوئو بر اثر فشار هجومهای مداوم وحشیان آسیای مرکزی ضعیفشده بودند و قدرت واقعی در دست اربابان
”کنفوسیوس مبدع آیین کنفوسیوسیمنیست چرا که کنفوسیوسیسم ریشه در گنجینه غنی اما فردی تجربه امر قدرسیندارد به این معنا، کنفوسیوس واجد تفاوتی معنا دارد با بودا و عیسی و زرتشتاست. “
فئودال بود و در عین حال نظام اخلاقی دچار فروپاشی کامل شده بود. گفته میشود که نیاکان کنفوسیوس از اشراف قدیم ناحیه بودند که پس از انقلابوشورش رخ داده در ایالت سونگ از آنجا فرار کرده بودند و به ایالت لو آمدهبودند.
مورخین تاریخ احتمالی تولد او را سال ۵۵۱ ق.م یعنی سال بیستو دوم حکومت امیر شیانگ از سلسله لو میدانند. به طور سنتی او را متولدروز بیستو هفتم از ماه هشتم قمری میدانند. کنفوسیوس در سه سالگی پدر رااز دست داد و با مادرش در تنگدستی زندگی را گذرانید. در ۱۹ سالگی ازدواجکرد و از پانزده سالگی زندگی را به کلی صرف آموختن کرد. بسیار دلباخته شعر وادب باستانی چین بود. او همچنین محقق موسیقی باستانی چین بود و وقت زیادیرا صرف آموختن فنکلاسیک موسیقی چین کرد.
مهارت کنفوسیوس در ششفن- مراسم مذهبی، موسیقی، کمانگیری، ارابهرانی، خوشنویسی و حساب- وآشنایی او با سنتهای کهن، به ویژه شاعری و تاریخ- او را قادر ساخت.
که در سی سالگی حرفه آموزگاری درخشان را آغاز کند». در آسیای شرقیسالروز تولد او را به عنوان روز معلم جشن میگیرند و فیالحقیقه نیز اونخستین معلم برجسته چین است که خواهان نظام آموزش همگانی شد. در ۵۰ سالگیدر دستگاه حکومت لو وزارت داشت و به مقام وزیر اعظم نیز رسید اما دررقابتهای درونی دربار شکست خورد و محترمانه عزل شد.
از پنجاهوپنجسالگی تا شصتوهفتسالگی به همراه تنی چند از شاگردان در اقصی نقاط چین گشتتا پادشاهی را بیابد که بتواند در مقام وزارت به او خدمت کند اما موفقنشد. در شصت و هشتسالگی به لو برگشت در این هنگام به خاطر گردشش در چینشاگردان بیشمار در تمامی چین داشت بقیه عمر را به نوشتن و آموزش پرداخت ودر سال ۴۷۹ پیش از میلاد در ۷۲ سالگی درگذشت و بیش از سه هزار شاگردثابتقدم و ۷۲ استاد تمام تربیت کرد که راه او را پس از او ادامه دادند.
اعتقادات و سبک و دین کنفسیوسیم بسیار گسترده اما در چند دسته بندی جای می گیرد به طور خلاصه بعضی از انها را که از چند سایت برداشت کردیم. توجه شما را به خواندن انها جلب می کنم
عقاید و آئین کنفسیوسیم
وی آفرینش جهان را مبتنی بر قانون قطبیتمیداند؛ به این منظور که از هستی مطلق، نخست موجودی یگانه که خود کنفسوسآن را قطب بزرگ میخواند ٬منبعث میشود و همراه آن قطب دیگری که قسمت پذیراست بوجود میآید. این دو قطب با هم روبرو و به هم پیچیده میشوند. از اینجا جهان کون و فساد مانند دو نیروی قوی و ضعیف یا روشنایی و تاریکی و یانماینده صفات مرد و زن، پا به عرصه هستی میگذارد و تغییر و تبدیل یافتن ایندو قطب، اساس به وجود آمدن خوبی یا بدی و یا خیر و شر است.
تعالیم کنفوسیوس
تعالیم کنفوسیوس، ترکیبی از اصول اخلاقی، سیاست مدرن و مقداری مسائل دینی بود. وی معتقد بود که اجداد مردم، براساس قاعده لی(li) زندگی میکردند. از این رو، از انواع نیکیها و برکات برخوردار بودند، ولی مردم زمان وی بر اثر رها کردن آن شیوه از آن امور محروم ماندهاند. لی از دیدگاه کنفوسیوس، معانی مختلفی داشت و برای پاکی، ادب، تشریفات و عبادت به کار میرفت. وی معتقد بود با پیروی از لی، هر چیز به سامان میآید و جامعه آرمانی تشکیل میشود.
او حکیمی بود که میکوشید اندیشههای گذشتگان را زنده کند. وی در بعد دینی بر همان دین گذشتگان، تأکید میورزید و رعایت آن را راهی درست میدانست. او پرستش ارواح نیاکان را تأیید کرده بود. بنابراین چارچوب دینی کنفوسیوس، همان دین چین باستان است. ویژگی او در این است که مصلحی اجتماعی است.
در تعالیم کنفوسیوس همه چیز گرد محور اخلاق میچرخد.وی پنج رابطه را مطرح کرد که هرگاه درست برقرار شوند، همه چیز درست میشود:
۱٫ مهربانی در رابطه میان پدر و پسر؛
۲٫ لطف برادر بزرگتر به برادر کوچکتر و تواضع برادر کوچکتر در مقابل برادر بزرگتر؛
۳٫ عدالت شوهر با زن و اطاعت زن از شوهر؛
۴٫ علاقه زبردستان به زیردستان و اطاعت زیردستان از زبردستان؛
۵٫ مهربانی فرمانروایان به رعایا و وفاداری رعایا به فرمانروایان.
در نظام کنفوسیوسی، زیربنای اخلاق، عدالت است نه ایثار و گذشت؛ از این رو با اکثر ادیان زنده، متفاوت است.
البته کنفوسیوس، درباره خداوند، کمتر سخن گفته و تنها یکبار نام خداوند را به کار برده است؛ اما نظام اخلاقی او الهی است و چنین تعلیم میدهد که خداوند، اخلاق را در درون انسانها قرار داده و فطرت الهی آنان اخلاقی است. کنفوسیوس، در اصلاح جامعه، نقش بسیار مهمی برای حاکمان قائل است.
وی صفات پنجگانه انسان کامل را چنین بر شمرده است: عزت نفس، علو همت، خلوص نیت، شوق به عمل و خوشرفتاری.
شخصیت کنفوسیوس، پیوسته با گذشت زمان، متعالیتر شده است. فرمانروایان چین در دورههای مختلف، همواره، به روان کنفوسیوس احترام کرده و رسماً او را بزرگترین حکیم میشناختند. قربانی کردن نزد آرامگاه او از زمان شاگردانش، معمول بود. از سال ۱۹۱۱ ادای احترام رسمی و دولتی به روح کنفوسیوس به تدریج، ترک شد. پس از انقلاب کمونیستی چین در سال ۱۹۴۹ مبارزه شدیدی با اندیشههای وی آغاز شد و کمونیستها او را کسی معرفی کردند که در مقابل تودههای زحمتکش، از طبقه اشراف، حمایت کرده است.
بدون نظر






