به وب سایت خبری مشهد تریبون خوش آمدید
امروز : جمعه ۷ فروردین ۱۳۹۴
اینجا تریبون شهر مشهد است/ برای تبلیغات و اسپانسرینگ همین حالا تماس بگیرید.
ur0l

پرونده ویژه اکران های نوروزی مشهد/طعم شیرین خیال فیلمی مناسب طرح‌های تبلیغاتی سازمان مربوطه

کد خبر: 16568 - ۴ فروردین, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۰ ب.ظ

سرویس سینما : با توجه به اکران پنج فیلم برای نوروز ۹۴ در شهر مشهد، سرویس سینما مشهد تریبون در پرونده ای پنج گانه نسبت به معرفی این فیلم ها  در مشهد می پردازد.

فیلم “طعم شیرین خیال” کمال تبریزی در جشنواره سی و سوم حضور داشت اما در جدول پخش مشهد قرار نگرفت.

به بهانه اکران نوروزی این فیلم نقد زیر ارائه می گردد:

بجز چند فقره ظرافت‌های بامزه در فضای روایت‌پردازی و فاصله‌گذاری‌هایش، فیلم نکته‌ی خاصی برای ارائه ندارد. حاصل کار از حد شعاری بودن گذشته و به محدوده‌ی لوس بودن رسیده است. گروس رازیانی به عنوان شخصیت مبلغ نگه‌داری از محیط زیست، بیش از آن‌که خل‌مشنگی‌هایش جذاب باشد، روی اعصاب است و دختر داستان، شیرین نیز از او لوس‌تر. بله… محیط زیست مقوله‌ای بسیار مهم است، اما این‌که وسط فیلم، انیمیشن‌هایی را نشان دهیم که در آن عده‌ای دارند با نفت و بنزین و گازوئیل به محیط زیست شلیک می‌کنند و یا عده‌ای زیر آوارهای ظروف پلاستیکی در حال مرگ هستند و امثال آن، مناسب طرح‌های تبلیغاتی سازمان مربوطه است تا قطعاتی دراماتیک وسط یک اثر سینمایی داستان‌گو ولو حتی فانتزی. چرا باید یک فعال محیط زیست مشنگ باشد؟ چرا شیرین خیال‌پرور است؟ چرا مثل بقیه‌ی دخترهای جوان با مادرش اخت نیست و درددل‌هایش را با پدرش انجام می‌دهد؟ چرا استاد بین این همه دختر به او علاقه‌مند شده است؟ هشدار در راستای معضلات زیست‌محیطی بسیار نیکو است؛ اما قبل از هر چیز باید یک درام قوی و پرداختی مناسب داشت تا این هشدار‌ها و تبلیغ‌ها حیف و حرام نشود.

url

حتی اگر کسی بخواهد در زمان‌های بیکاری و تنهایی که در حسرت هم‌صحبتی با کسی هستیم از موضوعاتی چون انرژی‌های هدررفته در طبیعت، کود کمپوست، آسیب انسان‌ها به زمین و آب، استفاده از انرژی‌های سالم و عدم استفاده از مواد بازیافت‌نشدنی چون پلاستیک حرف بزند، حوصله‌اش را نداریم. چه برسد که این صحبت کسل‌کننده در قالب یک فیلم بلند سینمایی طرح می‌شود که نخست باید به فکر تأمین وجه سرگرم‌کنندگی‌اش باشد. اما وقتی طعم شیرین خیال دارد تمام می‌شود و می‌بینیم که همین سوژه‌های به‌ظاهر «حوصله سربر» در قالب و جای درست خود قرار گرفته‌اند با آن هم نوا می‌شویم. تصورش را بکنید داستان شروع می‌شود با شرح دل‌بستگی آشکار و بی‌مقدمه‌‌ی یک استاد – شهاب حسینی- به دانشجویش- نازنین بیاتی- در جغرافیای خشک کرمان. داستانی که که از‌‌ همان ابتدا با توجه به حال‌وهوای متفاوت و نا‌متعارف استاد چنگی برای ادامه به دل نمی‌زند. حال به این توصیف اضافه کنید علاقه‌مندی دختر دانشجو به حرف‌های زیادی جدی و متعصبانه‌ی استاد در مورد طبیعت سالم، گیاه، باد و آب و… آن هم با تصوراتی که به شکل انیمیشن مجبوریم آن را ببینیم. اما این داستانی که می‌توانست اسباب مضحکه و ملال باشد در دستان کمال تبریزی چنان ورز می‌خورد که از جایی می‌فهمیم، نمی‌شود که با منطق فیلم همراه نشد. جوری که وقتی دختردر صحنه‌ی خواستگاری از شرط‌های عجیب‌و‌غریبش برای خواستگار می‌گوید تعجب نمی‌کنیم.

u00rl

فیلم در یک سوم انتهایی آن قدر با ریتم و درون مایه‌ی خود مخاطب را مأنوس کرده که شخصیت به‌ظاهر لوده، سربه‌هوا و مدل دانشمند دیوانه‌ی شهاب حسینی را باور می‌کنیم و نه‌تنها پروژه‌ی خنده‌دار «دل»‌اش به دل می‌نشیند که به عشقش نیز احترام می‌گذاریم. این فیلم حتی اگر در دیدار مجدد این قدر که به نظر آمد «حال‌خوب‌کن» نباشد باز ارزشش را دارد که ما را به تماشای یک قصه‌ی دل‌چسب از نغمه ثمینی، بازی‌های متقاعدکننده‌ی شهاب حسینی و نازنین بیاتی و یک کارگردانی منطقی در دیار کویر و کلمپه ببرد.

نقد از مهرزاد دانش

مطالب بيشتر

بدون نظر

Current month ye@r day *