به بهانه اکران ماهی و گربه در مشهد/نه تماشاگر ماهی است، نه فیلمساز گربه
سرویس سینما: چندی است که فیلم ماهی و گربه شهرام مکری به دلیل تکنیک خاصی که در ساخت دارد سر و صدا به پا کرده است و عده زیادی را برای دیدن این فیلم به سینماها می کشاند.
این فیلم مدتی است در بخش هنر و تجربه سینما هویزه مورد اکران قرار گرفته است لذا سری به این پردیس سینمایی زدیم تا هم فیلم را ببنیم و هم نظرات مردم را در این نظر داشته باشیم.
فیلم با هیجان اندکی آغاز می شود، هیجانی که شاید ۶۰ درصد به مخاطب امیدواری می دهد که تو قرار است یک فیلم خوب ببینی، سکانس دوم که آغاز می شود کم کم پس از طولانی شدن دیالوگ های دو پیرمردی که در رستوران کار می کنند، حوصله مخاطبین سر می رود و این روند تا پایان فیلم ادامه پیدا می کند.
دیالوگ هایی که به هیچ وجه در خدمت داستان اصلی فیلم نیستند، شخصیت های متعددی که پرداخت نشده رها می شوند و کاراکتر آنها تیز در خدمت داستان اصلی قرار نمی گیرد، خلاصه ۱۳۰ دقیقه بازی با کلمات و اعتراض تماشاگران.
از اواسط فیلم برخی از تماشاگران فیلم را به سخره میگیرند و متلک های خودشان را حتی با صدای نه چندان یواش روانه کارگردان غایب در سالن می کنند.
برخی از تماشاگران در نیمه های فیلم سالن را رها می کنند و برخی دیگر از سر کنجکاوی تا پایان در سالن می مانند که این اثر هنری به چه جمع بندی می خواهد برسد.
اما در پایان هم اتفاقی نمی افتاد. این فیلم قرار بود ژانر وحشت داشته باشد. اما شما در کل این فیلم نمی ترسید و شاید چند دیالوگ آخر فیلم توسط شخصیت مارال حس ترس را بتواند کمی ایجاد کند.
اما شاید آن چیزی که برخی از منتقدان را به دفاع از این فیلم واداشته است، استفاده از تکنیک برگشت زمان و گرفتن یک برداشت بلند است. اما سوال ایجا است که به کار بردن یک تکنیک هدف کارگردان بوده است؟ یا اینکه باید از تکنیک استفاده کرد تا فیلمی با داستانی خوب و ساختاری مناسب را روانه سالن های سینما کرد؟
استفاده از تکنیک برداشت بلند و ۱۳۰ دقیقه دوربین روی دست، می تواند در جای خود تحسین بر انگیز باشد اما استفاده از این تکنیک در فیلم ماهی و گربه خود تبدیل به هدف شده و ساختار و نتیجه مناسب را رها کرده است.
اما در پایان چند خطی از نقد مسعود فراستی در خصوص این فیلم را می آوریم :
فیلم، یکصد و چهل دقیقه تمرین پلان سکانس می کند. تجربه ای هرچند خوب و دشوار، اما نه برای فیلم بلند داستانی. نتیجه اینکه فیلمی در کار نیست. حداکثر با تجربه ای تکنیکال مواجه ایم که سخت کسالت بار است؛ با آدم هایی وراج که نه شخصیت اند نه تیپ. بیشتر ماکت اند. ماکت هایی مقوایی، بی حس و بی جان، سر گردان- و حیران- در جنگل و دور و بر دریاچه در حال قدم زدن که از پس زمینه به پیش زمینه می آیند، دیالوگی می گویند و از کادر خارج می شوند. دوربین، یک یا چند نفر از آنها را می گیرد، کمی دنبال می کند تا لحظه ای که آدم های دیگر وارد قاب شوند. دوربین، قبلی ها را رها می کند و به آدم جدید ها می چسبد و آنها را دنبال می کند و تا ته فیلم به همین سیاق ادامه می دهد. حداکثر، راکورد حفظ می کند. اما آدم هایی که فیلمبرداری می شوند فقط درون این فیلم وجود دارند. در بیرون وجود خارجی ندارند و ما به ازایی. به هیچ وجه نمی شود با آنها همدردی کرد.
تجربه ی فنی و حتی مهارت فنی چیز خوبی است اما نه همه چیز. سرسپردگی به تکنیک، حداکثر تکنیسین می سازد و فن سالار. اصل گرفتن فن و اصالت بخشیدن به آن، فن زدگی می آورد و بس. فن- تکنیک- در خدمت بیان اگر باشد، فن هنری می شود.











این گزارش فقط میتواند گزارش شخصی باشد که فیلم را متوجه نشده!!! و تماشاگری که ذکر خیرشان شد هم احتمالا رفته اند یک فیلم خنده دار ببینند که خب به انها باید حق داد….!!! همیشه ضعف شما در درک یک موضوع نشان ضعف موضوع نیست…!!!
دیدگاه توسط مانیاد فروتن درتاريخ ۲۶ آذر, ۱۳۹۳ ۲۶ آذر, ۱۳۹۳ ۱:۱۴ ب.ظ
این گزارشی که از فیلم ماهی و گربه نوشتید ، من در واقعیت ندیدم ! من دوبار فیلم را در سالن دیدم نه تنها کسی سالن پر سینما را ترک نکرد بلکه حتی صدای پچ پچی هم شنیده نشد ( از معدود دفعاتی که از آرامش مخاطب سینما لذت بردم! ) نمیدونم شاید آقای گزارشگر به یک سالن دیگه رفته . ضمن اینکه ایشان باید توجیه میشد در گروه هنروتجربه این فیلم اکران شده .
دیدگاه توسط همشهری درتاريخ ۲۹ آذر, ۱۳۹۳ ۲۹ آذر, ۱۳۹۳ ۷:۱۷ ب.ظ
این فیلم ۱۳۰ دقیقه روی اعصاب بود . و البته به قول فراستی دیالوگ هم نداشت. وراجی بود
دیدگاه توسط استادی درتاريخ ۲۹ آذر, ۱۳۹۳ ۲۹ آذر, ۱۳۹۳ ۸:۲۹ ب.ظ