به بهانه اکران فیلم زندگی مشترک آقای محمودی و بانو در مشهد/الگویی به نام زن امروزی با روحیات دیروزی
سرویس سینما : فیلم زندگی مشترک آقای محمودی و بانو اثر جدید سید روحالله حجازی از سری فیلم های جشنواره سی و دوم فیلم فجر بود که البته برخلاف اعلام اولیه در جشنواره یازدهم مشهد اکران نگردید. چند روزی است این فیلم به سینماهای مشهد رسیده و توانسته با اکران های مناسب فروش خوبی هم به دست آورد. متن زیر به بهانه اکران این فیلم در مشهد ارائه می شود.
زندگی مشترک آقای محمودی و بانو دو نوع سبک زندگی زناشوئی را روایت می کند. یک زندگی تقریبا سنتی که با ورود یک زوج امروزی و مدرن زندگی آنها تحت تاثیر قرار می گیرد.
در این فیلم حمید فرخ نژاد در نقش آقای محمودی و هنگامه قاضیانی در نقش محدثه زوجی را تشکیل می دهند که به دور از زندگی مدرن امروزی کلانشهری مانند تهران در یک خانه قدیمی با سبک زندگی سنتی می زیند.
در این بین دختر این زوج به نام نگین نوجوانی ۱۴ ساله است که شخصیت وی در حال شکل گرفتن است. نگین از دنیای پدر و مادر فاصله دارد. البته آقای محمودی به او نزدیک تر است و با توجه به رفت و آمدهای بیشتر در جامعه ارتباط نزدیک تری با فرزند خود می گیرد.
زندگی این خانواده با درگیریهای لفظی و درک نکردن های متناوب ادامه دارد تا پای زوج رامتین (پیمان قاسم خانی) و ساناز (ترانه علیدوستی)به عنوان میهمان به این خانه قدیمی باز می شود.
فیلم از اینحا به بعد شکل اصلی خود را پیدا می کند و کارگردان در پی نشان دادن دو نوع سبک زندگی زناشوئی است که هیچ کدام از این دو نوع سبک را مناسب نمی داند. زندگی سنتی که روزمرگی را به ارمغان می آورد و زندگی کاملا مدرن امروزی همراه با بی بند و باری که هر دو از دید حجازی محکوم می شوند.
آسیب های این دو نوع زندگی در جامعه کنونی ما روایت می شود و در این بین نگین دختر نوجوان می تواند از بین این دو سبک زندگی الگو خود را انتخاب کند. انتخابی که با شرایط سنی و هیجانات یک دختر نوجوان امروزی صورت می گیرد و نگین به سمت زوج رامتین و ساناز کشیده می شود. اتفاقی که قطعا به دلیل نبود یک زوج الگو برای او رخ می دهد. زوجی که دیروز و امروز را فدای یکدیگر نکرده باشند و معتدل زندگی نمایند.
نکته قابل تامل، نقاط اشتراک آقای محمودی با ساناز و محدثه با رامتین است که در اواسط فیلم باعث نزدیکی این شخصیت ها به یکدیگر می شود. این ۴ نفر به شخصیت ایده آل خود و آنچه باید باشند فاصله ای فراوان دارند و بخشی از خواسته ها و شخصیت خود را در فرد مقابل خود در یک زندگی دیگر پیدا می کنند. در واقع زندگی مشترک آقای محمودی و بانو گره خوردن دو زوجی است که از یکدیگر تاثیر می پذیرند.
در این فیلم جملاتی مانند “زن امروزی با روحیات دیروزی” مطرح می شود که به نوعی حرف کارگردان است. زن امروزی روحیاتی امروزی دارد و زن دیروزی روحیات دیروزی. اما خیلی از مردان این زمانه به دنبال زن امروزی با روحیات دیروزی هستند. رامین از این جنس مردها است. ساناز را در آشپزخانه نمی خواهد و زن قبلی اش را به همین دلیل آشپزخانه ای بودن ترک کرده است . او ساناز را اجتماعی می خواهد. اجتماعی بودنی که حتی به منزله بی عیب بودن سیگار کشیدن و روابط باز اجتماعی است. اجتماعی بودن به این معنا که پایه همسرش باشد و صبح تا شب کار و پیشرفت کند. آری، ساناز یک چنین زنی است اما برای بیرون رفتن به همسر خود پاسخ نمی دهد. با عشق قبلی خود رابطه تلفنی دارد و رفتارهایی که رامتین نمی پسندد. رامتین یک زن امروزی پاک و حرف گوش کن می خواهد.
از طرفی محدثه پاک و حرف گوش کن است. زنی با روحیات سنتی که ظاهری متناسب با زن های امروزی ندارد. این موضوع به غر زدن آقای محمودی هم می رسد و در سکانسی ظاهر او را به یک کلفت تشبیه می کند. تا دیروز محدثه کلفت نبود و پس از ورود ساناز آقای محمودی به یک چنین واژه ای می رسد.آری، آقای محمودی زن دیروزی خود را با روحیات و ظاهری امروزی می خواهد.
فیلم به علاوه محکوم کردن دو نوع سبک زندگی زناشوئی مذکور می خواهد الگویی جدید را ارائه دهد. حجازی ساناز را حق حق کنان در پایان فیلم رها می کند و محدثه را پشت به دوربین به مخاطب می سپارد.
حجازی می خواهد بگوید هیچ یک از این دو نوع زن نمی تواتند الگو باشند و زنان باید با حفظ عقاید و باورهای دینی و ایرانی وارد اجتماع شده و ظاهری امروزی با روابط باز اجتماعی داشته باشند. حجازی می خواهد همین را بگوید : در جامعه امروز خیلی از مردها زن دیروزی را با روحیات امروزی میخواهند. زنی که نه غرق در دیروز است و نه شیفته امروز
______________________
سرویس سینما مشهد تریبون دیدن این فیلم را به همه همشهریان عزیز توصیه می کند.
______________________
بدون نظر









