به وب سایت خبری مشهد تریبون خوش آمدید
امروز : دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵
اینجا تریبون شهر مشهد است/ برای تبلیغات و اسپانسرینگ همین حالا تماس بگیرید.
Picture20

سینما تریبون: به بهانه اکران جیب بر خیابان جنوبی در مشهد/جیب بری با اعمال شاقه

کد خبر: 2882 - ۱۸ دی, ۱۳۹۲ ۸:۰۲ ب.ظ

گروه فرهنگی – سرویس سینما : به بهانه اکران  فیلم “جیب بر خیابان جنوبی” در سینماهای مشهد نقد زیر ارائه می گردد .

کارگردان : سیاوش اسعدی

تهیه‌کننده: حسن دادخواه (دادگر)، علی سرتیپی

بازیگران: مصطفی زمانی و نورا هاشمی به همراه بهناز جعفری، افشین سنگ چاپ، امیر جعفری، هومن برق نورد، محمود جعفری، لیلا بلوکات، علی رضا جعفری و…

قالب فیلم: اجتماعی

 خلاصه داستان : بگذار به ضرب شمشیر یک دلاور از پا درآیم، پولاد در قلب و لبخند بر لب. زمانی چنین گفته بودم، ولی تقدیر چه بازی ها که ندارد، میدان جنگ من فاضلاب گند خیابان بود و خصم من یک گاری با باری هیزم. بسیار منطقی است، من همه چیزم را از دست داده ام، حتی مردنم را…

جیب بری با اعمال شاقه

فیلم سینمایی «جیب بر خیابان جنوبی» قصه ساده و عامه پسند دارد که سالها از دید فیلم سازان دور افتاده و مهجور مانده است.کارگردان به درستی زبان سینما را برای روایت قصه و جذب تماشاگر به کار می گیرد و فیلم به دور شعار دادن روایت می شود. پسر و دختر جوان جیب بری که مزه پول در آوردن بی دردسر زیر زبانشان مزه کرده، گام بزرگتری برمیدارند اما این بار گرفتار می شوند و در می یابند که این راه به ترکستان است! در انتهای فیلم ندامت گریبان گیر زوج جیب بر شده و آنها به علاوه دوست داشتن و عشقی که بینشان شکل گرفته هم دیگر را ترک می کنند.

این فیلم با تکیه بر مفاهیم اخلاقی سعی در نشان دادن زشتی و کژروی های اجتماعی دارد. فیلم با شروعی خوب قصه خود را آغاز می کند و شخصیت ها بی عیب و نقصی را معرفی می کند .شخصیت هایی که نه از سر خوشی بلکه به اجبار دست به دزدی و جیب بری می زنند و با جدی شدن این بازی آنها به دنیای خشن و بیرحم بزهکاری پرتاب می شوند.دلبستگی آنها و مشارکت با یکدیگر در دزدی٬ صعود یعنی دستیابی به هدف همزمان با نزول یعنی سقوط اخلاقی را رقم میزند.

47024705726579072064

فیلم سعی در نشان دادن سیاهی فقر و فلاکت قشر پایین جامعه را دارد .قشری که با سختی کار می کند اما این پول اندک کفاف زندگی را نمی دهد.آدمهای قصه اسعدیان از قلب فقر و بی پولی بیرون می آیند و میخواهند هر طور شده پول دار شوند.

نو آوری های کارگردان در ترسیم شخصیت ها٬ لوکیشن ها و چینش لایه های داستان جذاب است.شخصییت پردازی کاراکتر های اصلی بی عیب است. شخصیت نقره  با بازی نورا هاشمی روایتگر دختری است که  در جنوب تهران جور خانواده بی سرپرستش را می کشد. تنها خوشی او خوردن غذا در رستوران بالای شهر وخریدن یک جفت کتانی نو  برای برادرش است! او در گیر و دار دزدی عاشق همدستش می شود اما کمبود های زندگی سرد و بی روحش را در خلال عشقی کم رنگ و بی پایه دنبال می کند و …

مصطفی زمانی که روزی نقش یوسف پیامبر را بازی کرد و خود را مطرح نمود، در فیلم آخرش نقش جیب بری را دارد که در کنار جیب بری کارهای دیگری هم می کند. می شود گفت جیب بری با اعمال شاقه در فیلم زمانی نقش اصلی دارد. شخصیت کاوه با بازی مصطفی زمانی روایتگر پسر جیب بری است که دست روزگار این سرنوشت را برایش رقم زده است. در خلال فیلم نشانه هایی از پشیمانی یا تردید را در او نمی بینیم. گویی او به این کار عادت کرده و دست کشیدن از جیب بری به معنی پایان زندگی اش تلقی می شود .در سکانس پایانی معلوم نیست آیا کاوه هم دزدی را رها می کند یا نه؟! بلکه پایان او طور دیگری رقم می خورد. او عشق را کنار می گذارد و می رود.به نظر می رسد مصطفی زمانی با آن طرز دیالوگ گفتن های سرد و بی حسش انتخاب مناسبی برای این نقش نبوده است. اما نورا هاشمی به خوبی از پس نقشش بر آمده و یکی از کاراکتر های به یاد ماندنی را ترسیم می کند.

url

همچنین باید گفت که فیلم نامه دارای ضعفهایی است. از جمله اینکه کارها و تصمیمات شخصیت ها برای مخاطب روشن و گویا نیست .لذا منطق روایی داستان لنگ می زند . ما از سرنوشت دختری که گویا خواهر کاوه است چیزی نمی دانیم و علت اصرار کاوه برای دیدنش بی دلیل و بی پاسخ می ماند.شخصیتی که اصلا پرداخت نشده بود و و نبودش خللی به داستان وارد نمی کند .تنها استفاده کارگردان از  این شخصیت یادآوری بچگی کاوه و دیدن دزدی خواهرش در شروع کار است که البته می توانست علت این دزدی خود نقره و یا هر چیز دیگری باشد.

در خصوص شخصیت دلال با بازی امیر جعفری میتوان  گفت تاکید کارگردان بر ویژگی های شغلی او را به تیپ نزدیک کرده است. اگرچه نمیتوان از گریم اغراق آمیز و بدش نیز چشم پوشی کرد.اگر این دو شخصیت فرعی(دلال و رعنا) به اندازه کاوه و نقره مورد توجه قرار می گرفتند شاید یکی از ضعفهای بزرگ فیلم بر طرف می شد.

به هر حال «جیب بر خیابان جنوبی» یک سر و گردن بالاتر و حرفه ای تر از «حوالی اتوبان»فیلم قبلی اسعدیان قرار می گیرد که علارغم داشتن عیوب مذکور در فیلم نامه و شخصیت های فرعی نمره قبولی را می گیرد.شاید یک نقطه قابل توجه در این فیلم پیشرفت مصطفی زمانی نسبت به بازی های قبلی خودش است. تنوع پذیری در قبول نقش و فاصله گرفتن از ارائه دیالوگ های سرد و بی روح می تواند علاقه مندانش را به ادامه کارش امیدوار نگه دارد.

نقد از نسیم سهیلی

مطالب بيشتر

بدون نظر