صفحه اصلی / سینما / سینما تریبون: به بهانه اکران استرداد در مشهد/ فیلمی ده میلیاردی برای ده تماشاگر!
طراحی سایت در مشهد

سینما تریبون: به بهانه اکران استرداد در مشهد/ فیلمی ده میلیاردی برای ده تماشاگر!

گروه فرهنگی سرویس سینما: نقد فیلم استرداد به بهانه اکرانش در مشهد ارائه می شود. 

نام فیلم: استرداد

کارگردان: علی غفاری

بازیگران: حمید فرخنژاد، فرهاد قائمیان، علی رامنورایی، صالح میرزاآقایی، سیامک چراغیپور، الیسا کاچر، الکساندر ناوانف.

خلاصه داستان: داستان فیلم «استرداد» به موضوع غرامت جنگی می‌پردازد که قرار بود توسط انگلستان آمریکا و شوروی برای جنگ جهانی دوم به ایران داده شود و مربوط به مقطع زمانی 1332 است. این فیلم درامی تاریخی درباره وقایع جنگ جهانی دوم و مسائلی است که پای نیروهای متحدین و متفقین را به ایران باز کرد و در آن به ماجرای پرداخت غرامت به ایران اشاره می‌شود.

فیلمی ده میلیاردی برای ده تماشاگر!

به بهانه اکران فیلم استرداد راهی سینما هویزه مشهد می شوم٬ اما چیزی که بیشتر از همه من را متعجب می کند استقبال کم مخاطبین است. در سالن انتظار یا همان کافی شاپ دو زوج  و چند دختر و پسر جوان نشسته اند٬ همراه آنها وارد سالن می شویم و فیلم برای ما ده نفر به نمایش در می آید.با خود می اندیشم که چرا استقبال از یک فیلم تاریخی با مضمونی جذاب و بازیگری ستاره٬ این قدر کم مخاطب است! شاید ساعت شروع سیانس بهانه ای باشد٬ اما سالن بغلی و سینمایی در همین حوالی با تعداد تماشاگر مورد پذیرشش بر فکر احتمالی ام خط بطلان می کشد و من به همراه دو جفت زوج جوان فیلم استرداد را به تماشا می نشینیم.

نقد نوشتن بر فیلمهای تاریخی برگرفته از واقعیت کار ساده ای نیست.این دسته از فیلمها به خاطر داشتن تم یا درونمایه واقعی در همسو کردن مخاطب و همذات پنداری وی  با اثر٬ یک گام جلو تر از سایر فیلم ها می باشند.

فیلم یک شروع استثنائی دارد. اعدام نقش اول فیلم  دقایقی پس از شروع تیتراژ شوک خوبی برای شروع یک ماجرا و یک فیلم هیجان انگیز است و مخاطب در سراسر فیلم دائم به فکر سرنوشت سرهنگ است اما چرخش خوب سیر حوادث رو دست بزرگی به مخاطب زده و تمام حدس ها نقش بر آب می شود. شاید همین غافلگیری را بتوان نقطه قوت فیلم به حساب آورد که البته آن هم با پنهان کردن اصل ماجرا و ندادن اطلاعات اصلی به مخاطب عملی می شود که در نوع خود شگرد ضعیفی به حساب می آید.

 کیفیت فیلمبرداری، انتخاب دقیق لوکیشن های خوب، جلوه‌های ویژه خوب و سایر عوامل فنی از نکات قابل رویت و مثبتی است که فیلم  را در حد خوبی بالا می کشد.

ریتم درونی و بیرونی فیلم از ابتدا تا شروع ماجرا و انتقال طلاها به ایران کند است و ممکن است برای مخاطب عام  کمی خسته کننده باشد. اما با شروع درگیری ها ریتم تند همراه با تعدد ماجراها و غافلگیری های پی در پی بر جذابیت اثر افزوده و آن را از حالت کسالت بار خارج می کند.

خود  موضوع داستان نیز  که یک واقعیت تاریخی است، تعلیق کافی و وافی را ایجاد می کند.یازده تن طلا که باید توسط سرهنگی از روسیه به ایران باز گردانده شود.

Frl

سرهنگ فرامرزتکین ابتدا از این دستور سر باز می زند اما با مقاومت  مافوق خود علارغم اینکه نمی خواهد مادر پیر و مریضش را تنها بگذارد٬ می پذیرد که به این ماموریت رفته و وظیفه خود را به اتمام برساند.در این سفر سه مرد و یک زن او را همراهی میکنند. کاراکتر اصلی فیلم فرامز تکی یک سرهنگ ارتش است. او قهرمان ناسیونالیستی است که به هیچ گرایشی و دسته ای وابسته نیست و سعی می کند وظیفه ای که در قبال مردم و میهن خویش را دارد را به به درستی انجام دهد.

حمید فرخ نژاد با بازی درخشان خود در این کاراکتر بار دیگر ثابت کرد که می تواند از عهده نقش های چند وجهی و پیچیده بر آید .او که نماینده یک انسان کامل و کاملا میهن دوست است در بازی خطرناک و کثیف گرگ و روباه گیر افتاده و در این منجلاب زشتی ها هر بار نقاب از چهره ای بر می دارد و به قول خودش اگر نمی تواند گرگی را بکشد اما روباه های زیادی را شکار می کند.در مملکتی که همه به فکر دردین یکدیگر اند و وسوسه هزاران هزار شمش طلا کورشان کرده٬ یک مرد به عنوان نماینده کشور و یک میهن دوست واقعی٬ در مقابل حفظ ثروت ملی و پول مردم جان خود را معامله می کند.سرهنگ به تنها زنی که بعد از مادرش علاقه مند است غزال یا همان مترجم روسی اوست.ولی در نهایت زمانی که سر این کلاف سردر گم به دستان غزال می افتد٬ تکین در می یابد که یک نظامی نباید به کسی اعتماد کند!

معامله جان با عشق به میهن به ضرر سرهنگ فرامرز تکین تمام شده و  در حالی که برچسیب خائن بر پیشانی اش مهر شده حکم اعدامش از بالاترین مقام ها به راحتی امضا می گردد.

اما به غیر از فرخ نژاد سایر بازیگران شخصیت های دست و پا شکسته و ناقصی دارند و این فیلم به رغم  آنکه  از نظر فنی نمره قبولی در یافت می کند از نظر ساختار با همان مشکلات همیشگی فیلمنامه های ایرانی مواجه است! عدم شخصیت پردازی و نیز نقص در روایت! شخصیتهای فیلم غفاری یا کاملا سفید (سرهنگ) و یا کاملا سیاه(مامور وزارت خارجه ٬نماینده دربار) هستند و تاکید بروی ویژگی های شغلی آنها مثل مامور دولت بودن رئیس بانک و… آنها را تبدیل به تیپ کرده که همه چهره هایی تخت و کلیشه‌ای دارند. مأمور بانک مرکزی نمایندۀ انسان‌های پول دوست و طماع است، مأمور وزارت خارجه نمایندۀ انسان‌های زیرک اما ناموفق و مأمور دربار منفی ترین نقش فیلم! که می شود از همان اول به او شک کرد ٬نمایندۀ فاسدان حکومتی است. ایفا گر نقش این مامور فرهاد قائمیان است که مثل همیشه در الگوی کلیشه ای خود ظاهر شده است و  مانند سایر شخصیت ها از حد متوسط بالاتر نمی رود.

url

بازیکنان در انتها در چرخش عجیب این بازی خطرناک هر یک به نوعی قربانی می شوند.اما به دور از این هیاهو و جنجال پولها به بانکهای سوئیس انتقال داده می شود و سه کشور آمریکا شوروی و انگلستان هیچ گاه غرامتی را بابت جنگ به دولت ایران پرداخت نمی کنند.این ضربه انتهایی در سکانس پایانی زیر نویس فیلم شده و تماشاگر را در بهت فرو میبرد که به راستی سرنوشت آن همه طلا چه شد!

علی غفاری کارگردان فیلم استرداد٬ به روی موضوع بزرگی انگشت گذاشته است که نمره قبولی را دریافت می کند اما نه با این بودجه! سوژه فیلم استرداد قابلیت تبدیل شدن به فیلمی جاسوسی و جنایی با معماهایی هیچکاکی را داشت اما  افسوس از بودجه هایی که برای ساخت پروژه های عظیم خرج میشود و لی در حد یک فیلم متوسط باقی می ماند!

سینمای ایران به ساخت چنین آثاری نیاز دارد. اما برای جذب  بیشتر مخاطب در کنار صرف هزینه‌های تولیدی باید به اقدامات مناسب دیگر نیز اندیشید و با ارتقای سطح کیفی٬ مخاطبین بیشتری را به تماشای آن‌ها فراخواند.

 فیلم تمام شده و من به همراه ۹ نفر دیگر سالن را ترک می کنیم. از جمعیتی که برای دیدن فیلم های سالن های دیگر صف کشیده اند تعجب می کنم! ای کاش ارقام هزینه فیلم با مخاطب عوض می شد!

منتقد نسیم سهیلی

طراحی سایت در مشهد

4 نظرات

  1. ممنون از نقد خوبتون . فیلم فاخر و شکست در گیشه! موندم چطور بهترین فیلم جشنواره فجر شد

  2. ممنون
    نقد روشنگرایانه و زیبایی رو خوندم
    فیلمش رو هم دوست داشتم به خصوص بازی فرخ نژاد عزیز

  3. قلم شیوا بود و خوب . بودجه زیادی خرج شده برای استرداد

  4. خیلی استقبال کم نبود ولی با توجه به بودجه خب اره کمه فروش فیلم خیلی کمه ممنون از نقد خوبتون:)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *