به وب سایت خبری مشهد تریبون خوش آمدید
امروز : دوشنبه 4 تیر 1397
اینجا تریبون شهر مشهد است/ برای تبلیغات و اسپانسرینگ همین حالا تماس بگیرید.

حامد مقدم: افکار عمومی شهردار را استیضاح خواهند کرد / شعرباف: شیب افزایش امکانات در مناطق حاشیه نشین افزایش پیدا کرده است

کد خبر: 19506 - 10 مهر, 1394

گروه مدیریت شهری: چند روز پیش ویژه نامه مدیریت شهری مشهد توسط هفته نامه مکتوب منتشر شد که درآن  ویژه نامه متن اولین مناظره مدیریت شهری مشهد منتشر شده بود.

متاسفانه یکی از سایت های خبری بر خلاف قانون مطبوعات متن این مناظره  را بدون ذکر منبع که همان هفته نامه مکتوب است را منتشر کرده است.

به همین دلیل مشهد تریبون با ذکر منبع آن را منتشر می نماید.

متن مطلب منتشر شده در مکتوب به شرح ذیل است:

شاید این اولین مناظره با موضوع مدیریت شهری مشهد در طول دو سال گذشته باشد. بحثی که میان نمایندگان دو جریان فکری در نحوه مدیریت شهر است.

علی حامد مقدم که در دوره ریاست محمد پژمان بر شهرداری مشهد سخنگوی شهرداری بود از یک طرف و سعید شعرباف از منتقدین دوره قبلی مدیریت شهری و از مدافعان مدیریت کنونی در مقابل یک دیگر قرار گرفتند تا در این مواجهه مطالب خود را بیان نمایند.

حامد مقدم: مشهد شهر امام رضا (ع) است. لذا همه ما دغدغه بهبود اوضاع شهر را داریم تا با رعایت اصول دینی و اعتقادی توسعه متوازن داشته باشد. ضمنا همواره سعی کرده ایم تکلیف محور باشیم و اگر خللی را در مدیریت شهری مشاهده می کنیم جهت رفع آن مشکل طرح نماییم. لذاعرایض بنده در این مناظره ناظر به خادمی امام هشتم است. تیم قبلی مدیریت شهری و تیم کنونی در عقاید با هم اختلافی ندارند و دوستی های ما ایمانی است اما ممکن است در اجرا اختلاف سلیقه وجود داشته باشد، لذا آنچه ما عرض می کنیم ناظر بر اجرا است. بنده تمایل دارم تا نقش بهترین دوست را برای مدیریت شهری فعلی بازی کنم لذا ما انتقادات را با دلسوزی مطرح می کنیم و به هیچ عنوان نگاه مچ گیرانه نداریم. حضرت علی (ع) می فرمایند که هر كس عيب تو را برايت آشكار كرد، او دوست توست. البته میدانیم اداره شهر مشهد بسیار کار سختی است و باید به تیم فعلی خداقوت بگوییم. ما خودمان در فضای کار اجرایی شهرداری بوده ایم لذا اگر انتقادی می شود قطعا منصفانه است و شرایط را درک می کنیم.

ما خیلی نگران کند شدن و در برخی موارد حتی متوقف شدن حرکت توسعه متوازن شهر مشهد هستیم.چرخ توسعه با سرعت مناسبی می چرخید اما حال در برخی از موارد این چرخ کند می چرخد یا اصلا گردش آن متوقف شده است. حال سوالی که برای نخبگان به وجود می آید این است که عامل این مشکل تا چه حد عوامل بیرونی و چه میزان به نحوه مدیریت برمی گردد. برای پاسخ دادن به این سوال باید دید که چرا افرادی که تخصص و تجربه لازم را ندارد مسئولیتی را می گیرند که دانش و تجربه خاص خود را می طلبد. به گفته شهید چمران آن کسی که تخصصی را ندارد و مسئولیتی را می پذیرد بی تقوا است. لذا وقتی چنین فردی مسئولیت می گیرد خب طبیعی است که چرخ توسعه متوازن کند می شود.

1

حال اگر چنین فردی مسئولیت را پذیرفت باید از تیم کارشناسی استفاده نماید و از انتقادات نهایت استفاده را ببرد، نه اینکه متخصصین را دور کند و منتقدین را تهدید نماید. این نمی شود که هرکسی انتقاد کرد را تهدید کنند. البته من از کسی غیر خدا نمی ترسم و انتقادم را انجام میدهم. متاسفانه در مدیریت کنونی شهر سیاستی حاکم است که شخصیت منتقد تخریب می شود. به طور مثال ما در اوایل دوره شهردار جدید انتقادی کردیم بعد شخص شهردار در صحن علنی شروع به تهدید کرد. یا در مصاحبه ای اخیرا با سایت مشهد تریبون من در خصوص اولویت تبلیغات در خصوص شهدای خودمان نسبت به تبلیغات حوزه بین الملل توسط معاونت فرهنگی انتقادی را مطرح کردم اما متاسفانه همین آقای شعرباف در سایت قاصد نیوز آورده اند که من به تفکر نه غزه، نه لبنان اعتقاد دارم. خب اینها تخریب شخصیت و تهمت است. خب می گویند بیاییم مناظره کنیم. من می آیم اما سایرین نمی آیند. فلان شخص می داند اگر حرفی بزند برایش حاشیه درست می کنند لذا کمتر چنین فضاهایی برای نقد مدیریت شهری شکل گرفته است.

افکار عمومی شهردار را استیضاح خواهند کرد

مشهد 3 میلیون و 200 هزار نفر جمعیت دارد. در انتخابات شورای چهارم چند درصد از واجدین شرایط رای دادند؟ بیشترین فرد با حدود 83 هزار و کمترین فرد با حدود 25 هزار نفر رای آورده است.به طور میانگین می توان گفت هر نفر 50 هزار رای داشته است. طبق  آمار وزارت کشور در مشهد حدود یک میلیون و نیم رای داده اند. پس شورای شهر باید توجه داشته باشد که مردم فقط این 50 هزار نفر نیستند. ما در شهر طیف های مختلف رنگین کمانی داریم که باید به همه توجه شود.وقتی توجه نمی شود امروز رسانه ها تیتر می زنند استیضاح شهردار در شورای شهر، من نگران این مسئله ام که اگر این شورا این شهردار را استیضاح نکند در پایان این دوره افکار عمومی شهردار را استیضاح خواهند کرد. من نمی خواهم چنین اتفاقی رخ دهد. شهرداری که با یک نگاه دینی آمده نباید مورد استیضاح افکار عمومی قرار گیرد. اگر اعضای شورای چهارم فکر می کنند که مخاطب آنها همان زیر یک دهم درصدی است که به آنها رای داده اند، موفق بوده اند. اما مگر فقط آنها در این شهر زندگی می کنند؟ طبق انتظار سنجی دکتر اکبری در دانشگاه فردوسی چرا عمل نمی کنند؟ وقتی نتایج انتظار سنجی مردمی که کاملا علمی و قابل دفاع است رعایت نمی شود در نتیجه رضایت مردم حاصل نخواهد شد. اما اعضای شورای شهر مشهد می گویند پیام رای مردم به ما کار فرهنگی است. خیر، اینگونه نیست، این برداشت اشتباه آقایان را به قهقراه خواهد برد.

شعرباف:با تشکر از برگزار کنندگان این برنامه گفتگو، چند نکته راجع به روش شناسی نقد مدیریت شهری در چند سال اخیر را در ابتدای بحث عرض میکنم که به نظر میرسد از اهمیت زیادی برخوردار است.

نکته اول ناظر به نوع قضاوت های ماست. واقعیت های صحنه عمل به ما می گوید که نگاه منصفانه نسبت به عملکرد مدیریت شهری در 2 سال گذشته یا اساسا در سالیان قبل از آن باید بصورت  طیفی و نسبی و به دور از نگاه صفر و یکی باشد. در واقع نگاه های مطلق اندیش و جزم اندیشانه که در آن ما  یا کاملا موافق یک فرد و جریان هستیم و  یا کلا مخالف مطلق آن،  دیگر جوابگوی شرایط واقعی نیستند. به عنوان مثال اینکه در انتهای دوران مسئولیت خود و در هنگام تحویل کار به مدیر بعدی بگوییم که یک شهر آباد یا به تعبیر دوستان یک اسب زین شده را تحویل داده ایم و یا از آن طرف، بگوییم که ما کلا یک مخروبه تحویل گرفته ایم، هر دو ناشی از بی توجهی به همان تحلیل های طیفی است. واقعیت این است که هزاران نفر با نیت های مختلف در یک سیستم مثل شهرداری مشغول فعالیت هستند که نمی توان با بی انصافی با همه آنها با یک حکم سخن راند. البته، حتما می توان در خصوص روند و برآیند کار سیستم مدیریت شهری در طی یک دوره کاری  اظهار نظر کرد که همین نظر را هم در این بحث داریم.

چرخ توسعه در چه جهتی حرکت می کرده است ؟

 نکته دوم در تحلیل های ما این است که نقد باید بتواند جهتگیری و هدفگیریهای کلان یک حرکت مدیریتی را به سمت شاخص های مورد نظر برای ارزیابی عملکرد آن بسنجد، نه لزوما صرف حرکت را. این موضوع در تمام مقایسه ها باید مد نظر قرار بگیرد.

8

چه مقایسه عملکرد دولت قبل با دولت کنونی باشد و چه مقایسه عملکرد مدیریت شهری قبلی و تیم فعلی. به هر حال منطقی است که برای نقد نیاز به شاخص داریم. خوب، شاخصها چیستند؟ به نظرم شاخص های مختلفی را می توان مطرح کرد، اما شاید مورد مقبول ترین شاخص برای نقد، شاخص حل مسائل کلان شهری باشد، یعنی باید دید که کدام نگاه مدیریتی بیشتر به سمت حل مسائل کلان و اساسی شهر حرکت کرده است، البته سخنان رهبری هم در جمع مدیران شهری شاخص است، اسناد بالادستی هم شاخص است اما برای ایجاد یک حس مشترک ، بیایید همین شاخص حرکت به سمت حل مسائل کلان را در نظر بگیریم. خوب، حرف ما چیست؟ سخن این است که تا زمانی که جهت بردار حرکت و توسعه را در مدیریت شهری مشخص نکنیم نباید درگیر کمیت ها شویم، بله میتوان گفت که مثلا ما در یک زمینه خاص شهری 5 قدم جلو رفته ایم، اما برای سنجش آن باید بگوییم که در چه جهتی جلو رفتن اتفاق افتاده است. این یک مساله مهم است. بگذارید چند مثال مصداقی بزنم. به طور مثال می خواهیم سنجش کنیم که برای بازسازی بافت فرسوده اطراف حرم امام رضا (ع) مدل به کار گرفته شده در مدیریت قبلی موفق بوده یا خیر؟ با نگاه کمی اندیش میتوان گفت که رشد ساخت پروژه ها در این محدوده مثلا 80 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است اما این رشد مثلا در دوره جدید کاهش داشته است. اما برای قضاوت این نگاه کفایت می کند؟ قطعا باید یک نگاه پسینی وجود داشته باشد که بررسی کند اولا مولفه های کلان این حرکت کمی، چه به لحاظ سخت افزار و کالبد و چه محتواها و کاربری ها در این عملیات چه بوده است و آیا این جهت با آنچه مطلوب بوده است تطابق دارد یا نه؟ و ثانیا باید دید که با این نگاه توسعه ای، مسئله بافت فرسوده حل شده است یا نه؟  اگر چنین نگاهی نداشته باشیم درگیر کمیت ها می شویم. می گوییم ساخت و سازها وسیع بوده و با سرعت پیش رفته است، اما مردم و متخصصین و افراد دغدغه مند اعلام می کنند که رشد این کمیت ها خلاف جهت صحیح بوده است. همین سوال در مساله تجاری های مشهد هم صادق است. در یک مقطعی ساخت و سازهای تجاری خیلی رشد کرد و حتی چندین برابر نرخ های متوسط جهانی در شهر زیارتی مشهد واحد تجاری ساخته شد. باید پرسید که آیا توسعه یک طرفه ای که اتفاق افتاد در جهت برداری که ناظر به شهر مشهد به عنوان پایتخت معنوی ایران و پایتخت فرهنگی جهان اسلام بوده، قرار داشته یا نه؟ پس اینکه می گویند چرخ توسعه کند شده، باید دید چرخ توسعه در چه جهتی حرکت می کرده است و آیا اساسا این جهت مطلوبیت داشته یا نه.مثلا در بعد فرهنگی، عده ای در شهر پیدا شده اند که معتقدند مدیریت شهری باید به سمت حداقل سازی نمادهای مذهبی و انقلابی در شهر حرکت کند، همین جریان مثلا دوستداران توسعه مشهد که شهردار اسبق مشهد در دوران اصلاحات و مدیر قبلی قطار شهری و برخی از دیگر مدیران سابق مدیریت شهری در آن هستند که اتفاقا برخی از همین آقایان در حال حاضر در قالب پروژه هایی دارند از سفره فعالیت های مدیریت شهری منتفع می شوند، خوب تکلیف ما با این آقایان که دفن شهدای گمنام را مساوی با از بین رفتن شادی و تبدیل شدن بوستان به گورستان می دانند چیست؟ آیا نمی بایست ابتدا تکلیفمان را با زاویه نگاه مشخص کنیم و سپس به نقد وبررسی میزان حرکت بپردازیم؟آیا می شود در شهری مثل مشهد که حتی نامش از واژه شهادت می آید و شهادت باید در متن تمام ظاهر و باطن شهری قرار بگیرد، نگاهی را بپذیریم که حتی خود غربیها در غرب هم نسبت به کشته های خود در جنگ های جهانی آن را روا نمی دانند؟ نباید ابتدا تکلیف خود را با جهت این نگاهها که نسخه های دسته چندم غرب هم به حساب نمی آیند مشخص کنیم؟

نباید سیاست های دوگانه نسبت به موضوعات داشته باشیم

نکته سوم و آخر آنکه در نقد مدیریت شهری، نباید سیاست های دوگانه نسبت به موضوعات داشته باشیم، چون خلاف روش شناسی منصفانه نقد است. به عنوان مثال، اگر افرادی که الان مدیریت شهری را نقد می کنند در دوره بعدی شهرداری، فردی نزدیک به تفکراتشان سر کار آمد، قاعدتا نباید در خصوص موضوعی که امروز منتقد آن بوده اند، ناگهان تبدیل به یک مدافع شوند. این رویه خلاف منطق و عقل است. بنده هم می پذیرم که اختلاف در نظر و آرا در مدیریت شهری فرصت ساز است اما قطعا تغییر در مبانی نقد خلاف عقل و انصاف است.

3

بگذارید به همین نکته ای که دوستمان فرمودند اشاره کنم. می فرمایند در انتخابات شورا مثلا چند درصد از کل مردم حامی شورای شهر بوده اند و قاعدتا بقیه اعتقادی به این جریان ندارند. آیا با این روش در نقد، در انتخابات سال 92 که نزدیک به 51 درصد به حسن روحانی رای دادند، باز هم به این مبنا معتقدید که ایشان تنها انتخاب 51 درصد از 70 درصد شرکت کنندگان بودند؟ یعنی میتوان گفت که ایشان فقط رییس جمهوری 35 درصد از مردم این کشور هستند؟ آیا خیلی از نمایندگان مجلس و شورا که همفکر شما بودند و برخی با 10، 15 هزار نفر رای وارد مجلس شدند، شامل این قبیل توجیهات می شوند و یا تنها مدیریت شهری جدید را این گونه تحلیل می کنید؟  این استدلال که آقایان یک مبنا را برای ریاست جمهوری و مجلس و شوراهای گذشته قبول نداشته باشند اما برای شورای چهارم  آن را جاری کنند از مصادیق همان سیاست دوگانه است. یا نظرسنجی که مثال زدند. عجیب است که نتایج آرا در یک  نظرسنجی با جامعه آماری بین 400  تا 500 نفر قابلیت تعمیم به  کل مردم شهر را داشته باشد که مثلا از آن نتیجه گرفته می شود آقای پژمان بسیار شهردار موفقی بوده است اما ده ها هزار رای مردم در نقاط مختاف شهر مشهد که رای آنها کاملا رای به تغییر در وضع موجود بوده است چون درصدکمی از مردم است قابل اعتنا نباشد؟ یا مثلا در یک پروژه بزرگ 5 ساله مثل خط 2 قطار شهری، سه و نیم سال تاخیر در دوره جناب پژمان اتفاق بیفتد، در حالی که بسیاری از رسانه های مدعی از روزنامه خراسان گرفته تا همین آقایان منتقد امروز در سکوت به سر ببرند و حرفی نزنند اما اگر با همه پیشرفت های خط 2 و3 قطار شهری، ایستگاه فرودگاه در خط 1 قطار شهری دچار تاخیر گردد ناگهان ببینید که خیلی از رسانه های ساکت آن روز، امروز موضع می گیرند، این می شود سیاست دوگانه. آدم اینها را که میبیند متوجه می شود که نیت نقد نبوده و تنها قرار است افرادی مغرضانه زده شوند. از این مثال ها متاسفانه زیاد است. در همین قضیه افزایش نرخ بلیت اتوبوس که هم در دوره مدیریت کنونی و هم در شرایط قبلی اتفاق افتاده بود و اتفاقا با استدلال های نسبتا مشابهی هم صورت گرفت، یعنی این استدلال که چون دولت پول یارانه را نمی دهد و مردم باید هزینه حمل ونقل را خودشان بپردازند و … خوب، خیلی از افراد و رسانه ها  که در زمان شهردار قبلی مدعی بودند که این کار کارشناسی است و اعتراضی نکردند، امروز برای افزایش بلیت در زمان آقای مرتضوی مدافع حقوق مردم شده اند. جالب است که همه اینها در شرایطی است که میدانیم بسیاری از مدیران میانی موثر در این تصمیمات هیچ تغییری در این دو دوره نداشته اند و همان نظر قبلی هم حاکم است اما مواضع بیرونی دوگانه است. می گویند مثلا شهردار تخصص دانشگاهی در حوزه مدیریت شهری ندارد، بعد وقتی با همین مبنای تخصص و کار اجرایی کلان می خواهیم شورای چهارم را که چند تا استاندار و معاون وزیر و … را در خود جای داده مثلا با شورای اول و یا حتی با شورای دوم و  سوم مقایسه کنیم می گویند مبنا اظهار نظرهای شفاهی است، شورای چهارم شورای فرهنگی است اما قبلی ها اقتصادی بودند، شهر هم به اقتصاد و برنامه ریزی شهری بیشتر نیاز داردنه نگاه فرهنگی. این می شود سیاست دوگانه…

برخی دچار جهل مرکب شده اند

حامد مقدم : من از این گفته آقای شعرباف که باید شاخص ها را برای مقایسه دو مدیریت مورد بررسی قرار دهیم بسیاراستقبال می کنم. اما به شرطی که شاخص ها مبتنی بر سند پیشرفت مبتنی بر عدالت مورد نظر رهبری باشد.من دقیقا می خواهم با همین حرف جلو بروم. گاهی از اوقات افراد دچار جهل مرکب می شوند و فکر می کنند که خیلی می دانند اما وقتی قضاوت مردم را می بینند متوجه می شوند که خیلی نمی دانند. بیاییم همان عدالت که جان کلام است را در 6 ساله مدیریت آقای پژمان بررسی کنیم. حکومت اسلامی برپا می شود تا عدل حاکم شود. بررسی کنید که در این 6 سال چه میزان از مناطق کم برخوردار مشهد از وضعیت رفاهی برخوردار شدند. همان ایستگاه اتوبوسی که در منطقه سجاد بود در مناطق کم برخوردار ساخته شد. فضای سبز بهتر از مناطق برخوردار در مناطق کم برخوردار ایجاد شد. من 6 سال سخنگوی شهرداری بودم. اگر بخواهیم وارد آمار شویم قطعا می توانم به شما تمام اعداد را بگویم. میزان پیاده رویی که در مناطق کم برخوردار ساخته شد. ما جان توسعه را عدالت میدانیم. بنابراین در این راستا از لحاظ کمی هم رشد داشتیم. مشهد بیش از 400 نقطه آبگرفتگی داشت که اکثر آنها در نقاط کم برخوردار بود که مدیریت شهری با احداث کال ها و مسیرها آنها را حل کرد.

4

در رابطه با نهضت آسفالت سازی که در مناطق مختلف به ویژه کم برخودار ایجاد شد، تحقیق کنید. چند ده میلیارد تومان برای زیرساخت های این مناطق هزینه شد. پول مردم مناطق برخوردار را بر خلاف خیلی از اعتراض ها در مناطق کم برخودار هزینه کردیم. اما برخی ها دچار جهل مرکب شده اند. عده ای  با نگاه فلسفه بافی در جلسات شرکت می کنند و به جای اینکه خود را درگیر اجرا کنند می گویند چون نمی دانیم چه کنیم، هیچ کاری نمی کنیم. چون نمیدانیم اطراف حرم باید چه کرد خب توسعه را متوقف می کنیم. این جهل مرکب است. من سوال می کنم: آیا در دوره جدید در منطقه ثامن حتی یک متر مربع پروانه جدید صادر شده است؟ آیا مردم به این راضی هستند؟ به این عنوان که ما باید تکلیفمان در خصوص برخی مسائل روشن شود، توسعه متوقف می شود. خب الان وضعیت معماری اسلامی را مشخص کنید و کار کنید. چه کسی جلوی شما را گرفته است؟ من شاخص میگم و شما هم نتیجه عملکرد خود را ارائه دهید. متوسط عمر ناوگان اتوبوسرانی در این 2 سال افزایش پیدا کرده یا کاهش؟ اعضای شورای شهر گفتند برویم مدیر ملی بیاوریم که با ارتباطات ملی برای ما اعتبار بیاورد. دو سال گذشت. گزارش دهند که چند ریال اعتبار ملی آوردند. مدیران شهرداری امروز گاها پشت در اتاق های مسئولین ارشد مانده اند. خب معلوم است که توسعه متوقف می شود.

چرا به حرف رهبری عمل نمی کنند؟

 من بر اساس حرف آقای شعرباف بر روی شاخص ها حرف می زنم. شاخص ها را هم متروپلیس مشخص کرده است. اما به غیر این شاخص ها، مهمترین شاخص ها برای ما فرمایشات رهبری است. شما بررسی کنید در خصوص عمل به شاخصه های رهبری تیم فعلی موفق تر بوده اند یا تیم قبلی. دوستانی که ادعای ولایت مداری دارند و با چفیه و پیراهن رو شلوار ظاهر می شوند باید به این سخنان رهبری توجه داشته باشند. در یک مورد رهبری در 19 اسفند ماه 81 خطاب به اعضای شورای شهر گفته اند که »اصلا نباید در تبلیغات شما بیاید که شهرداری و شورای قبلی چه کرد، کاری به کار آنها نداشته باشید « اما متاسفانه برخی از آقایان شورای شهر مدام مصاحبه می کنند که شهردار قبلی فلان کرد. مگر شما قوه قضائیه هستید؟ چرا می گویید فلانی اختلاس کرده است؟ مدارکش کجاست؟ خب تیم فعلی شاخصه ها را روی میز میگذارد و می بیند حرفی برای گفتن ندارد، لذا شروع می کند به تخریب گذشتگان که امری خلاف فرمایشات رهبری است. ریختن آبروی مومن ساده است و این افراد روز قیامت را هم باید در نظر بگیرند. یا رهبری در خصوص مراجعات مردمی گفته اند که تسهیل شود. وضعیت شهردار مشهد در خصوص ارتباط با مردم در حال حاضر چگونه است؟ مکالمات 137 ضبط می شود. بروید بررسی کنید چند درصد از مدیریت فعلی ناراضی اند و چند درصد از مدیریت گذشته ناراضی بودند. رهبری فرموند ارتباط با مردم را تسهیل کنید. به هر حال تمام فعالیت های شهرداری برای این است که در نهایت مردم راضی باشند و نظام جمهوری اسلامی در دید عموم کارآمد باشد. افکار عمومی برای این تیم مهم نیست. انتقاد رسانه ها را جواب نمیدهند. مگر نه اینکه رسانه ها مدعی العموم هستند. ارتباط تیم فعلی با اساتید دانشگاه و کارشناسان نیز نسبت به قبل تضعیف شده است. می گویند درگیر کمیت نشویم. خب نمی شویم اما این احساس به وجود می آید که سر را مثل کپک زیر برف کرده ایم. ما ادعا نمی کنیم معصوم بودیم.قطعا ما هم مشکلاتی داشتیم. اما ما احساس می کنیم که به صورت نسبی اسب زین شده تحویل داده ایم. البته نه به معنای مطلق اما خیلی خوب که بوده است.

6

اکثر فرصت ها برای سرمایه گزاری در شهر مشهد سوخته است

در مورد خط 2 قطار شهری مشهد ناگفته های زیادی وجود دارد. مهمترین بحث در پروژه های عمرانی تملک زمین است.در دوره قبلی مدیریت شهری تمام ایستگاه ها تملک شده بود. تملک یعنی درگیری با مردم و پرداخت پول نقد که خیلی اهمیت دارد. تیم قبلی برای این پروژه ال سی باز کرد. در اسفند 91 مبلغی چند ده میلیارد تومانی واریز شد تا خط 2 با ال سی باز شده به شهردار جدید تحویل داده شود.همچنین مجوز صندوق ذخیره ارزی را برای این پروژه گرفتیم. کدام پروژه در سال 92 توانست چنین امتیازاتی بگیرد؟ما توانستیم با ارتباطات فرا استانی امتیازات ملی بگیریم. البته آقای پژمان ادعای ارتباطات ملی هم نداشت. دو دستگاه تی بی ام از اروپا وارد کردیم. من اینجا نمی توانم به شما بگویم چگونه این دستگاه ها در شرایط تحریم وارد شد. دو دستگاه تی بی ام مونتاژ شده که در حال کار بود تحویل این تیم شد ولی اصلا این زحمات دیده نمی شود. حالا چرا می گویند پروژه به گل نشسته بود؟ اگر قرار بود تیم فعلی این کارها را بکند چه قدر زمان می برد؟ لذا در قضاوت باید انصاف داشت و شرایط و محدودیت های کشور در آن مقطع را بپذیریم. آقای شعرباف به اهمیت استفاده از فرصت ها اشاره کردند. متاسفانه امروز اکثر فرصت ها برای سرمایه گزاری در شهر مشهد سوخته است. چند درصد سرمایه گزاران سابق در مشهد ماندند؟ اگر خواستید من اسم می برم که چه سرمایه گزارانی از شهر فرار کردند. آقایان پاسخ دهند که چند میلیارد تومان قرارداد آماده به تیم جدید تحویل داده شد که حتی یکی هم امضاء نشده است. ما معتقدیم باید سرمایه گزاران با نگاه مبتنی بر عدالت به کار گرفته شوند. اگر قرار است شهربازی ساخته شود در مناطق کم برخوردار باشد. در دوره قبلی زیباترین تقاطع غیر همسطح شهر در میدان امام حسین (ع) ساخته شد. پس مبالغ زیادی برای مناطق کم برخوردار خرج شد. با احداث این تقاطع پول به جیب چه کسانی ریخته شد؟ خب قیمت زمین اطراف آن تقاطع افزایش پیدا کرد و مردم آن بخش از شهر منتفع شدند. پس چرا می گویند نقاط کم برخوردار مورد توجه نبوده است. در حمل و نقل شهری وضعیت سال 86 را با 92 را مقایسه کنید. وضعیت فساد اداری را بسنجید. در دوره آقای پژمان به دلیل جلوگیری از فساد با سامانه ایساپ همه مکاتبات سیستمی شد و چند ورژن این نرم افزار جلو رفت. خب اگر قرار بود فساد بشود که خود سیستم نمی آمد چنین سامانه ای تولید کند. بروید ببنید در دوره جدید چند ورژن این سامانه جلو رفته است. این کاری بود که ما برای جلوگیری از رشوه کردیم.

تیم فعلی چند زمین ورزشی و فرهنگسرا ساخته است؟

در خصوص ساخت زبرساخت ها دوره قبلی کارنامه موفقی دارد. تعداد 14 فرهنگسرا ساخته شد. با همان نگاه عدالت محور که جان کلام است .بزرگترین و بهترین فرهنگسرای قرآن و عترت کشور را در منطقه خواجه ربیع ساختیم. 120 زمین ورزشی ساختیم که در کشور کم نظیر است. خب رهبری می گویند تحصیل، تهذیب و ورزش که ما به این مثلث طلایی اعتقاد کامل داریم. بسیاری از معتادین پس از ساخت این زمین های ورزشی از زمین ها خارج شدند و فضای سالمی ایجاد گردید. تیم فعلی چند زمین ورزشی و فرهنگسرا ساخته است؟ ما برای کمک به حل مشکل خانوده، فرهنگسرای خانواده و برای مشکل ترافیک فرهنگسرای ترافیک را ساختیم. تیم فعلی چه کرد؟

من شخصی هستم که حاضرم از جیب خودم برای حوزه بین الملل تبلیغ می کنم. اما وظیفه شهرداری ابتدا رسیدن به این مسائل است. رهبری اجازه بدهند ما به غزه و لبنان هم می رویم و می جنگیم. سرباز ولایت هستیم. اما شهرداری مشهد برای کاهش وندالیسم در شهر چه کرده است؟ بله مشهد شهر جهانی است و مخالف تبلیغات در عرصه بین الملل نیستیم. اما این شهر جهانی باید به گونه ای باشد که مردم پشت خط چراغ قرمز بایستند در غیر اینصورت آبروی مشهد در سال 2017 خواهد رفت. برای فرهنگ شهروندی باید تلاش کرد و به آن اولویت داد.

اما در خصوص نمادهای مذهبی من هم اعتقاد دارم وجود این نمادها در شهر لازم است و باعث کاهش شادی در شهر نمی شود. من مدتی مسئول کمیته نامگذاری معابر شهر مشهد بودم. زمان اخذ مسئولیت 800 الی 900 خیابان به اسم شهدا بود اما در پایان دوره کاری ما تعداد معابری مزین به نام شهدا به حدود 3400 رسید. من میخواهم بحث سیاست ها دوگانه را با مثال ادامه دهم. چرا برخی از افراد که دردوره قبلی مخالف یک اقدامی بودند حالا موافق همان اقدام شدند یا حداقل نسبت به انجام آن اعتراضی ندارند. اگر ما اطلاع رسانی ملی انجام دادیم و هزینه کردیم برای کارآمد جلوه دادن نظام جمهوری اسلامی بود. برای اینکه شبکه های ماهواره ای مدام تکرار می کنند که مدیران جمهوری اسلامی بی کفایت هستند. ما 200 میلیون تومان برای افتتاح خط 1 اطلاع رسانی کردیم. برخی از آقایان زمین را به آسمان دوختند. می گفتند بیت المال هدر رفته است. اما حالا روابط عمومی شهرداری قرار دادهای چند صد میلیونی و شاید میلیاردی با صدا و سیما می بندد و همان آقایان سکوت کرده اند. این سیاست دوگانه است. سیاست دوگانه این است که یکی از اعضای شورا در تبلیغات خود گفت که گزارش غیر صادقانه به مردم ندهیم. حالا خود شهردار در خصوص آمار فضای سبز مشهد گزارش غیر واقعی به مردم میدهد. این سیاست دوگانه است. اینها شعارهای پوپولیستی است. بنابراین سیاست دوگانه همین ها است. آقای شعرباف نظرسنجی را زیرسوال می برند. در جامعه شناسی و در پژوهشگری اجتماعی این چیزی که ایشان می گویند، نیست. ما فرمول داریم که چطور می توان یک نمونه را از جامعه جدا کرد و به نوعی برای آن عدد گذاشت تا پایایی و روایی لازم را داشته باشد، لذا آن موقع قابل تعمیم است. یک کار علمی و کارشناسی است. قبل انتخابات شوراها وعده دادند که از خود مردم بپرسیم که چه کاری برای آنها بکنیم. حالا چه کردند؟ به نتیجه انتظار سنجی عمل کردند؟ اینها سیاست دوگانه است.

بله رای دادن به یک سیستمی نشان از خواست به تغییر دارد. اما وقتی عموم مردم رای ندادن هم همین است؟ قیاس انتخابات ریاست جمهوری با شوراها قیاس مع الفارق است. رئیس جمهور باید بیش از 50 درصد از آرا را داشته باشد اما در شوراها هر فرد با رای اکثریت مطلق که ممکن است به یک دهم درصد هم نرسد به شورا راه پیدا می کند. ما به قانونی بودن شورا ایرادی نگرفتیم. اما می گوییم شورای چهارم نباید فکر کند که فقط همین درصد کم را باید راضی کند. چون مردم ما خیلی گسترده اند و طیف های رنگین کمانی فراوانی در شهر وجود دارند.

شعرباف :یکی از نکات مهم که در بحث به آن اشاره هم شد، شاخص های کمی است. قطعا شاخصهای کمی توسعه شهری بسیار مهم است و اتفاقا بنده به جد از رسانه ها میخواهم که بهبود آن را پیگیری کنند، اشتباه نشود، نگفتم شاخص های کمی بی اهمیت است، عرض شد که باید در مقایسه، به جهت و کیفیت حرکت ها دقت کنیم. مطلق کمیت نمی تواند مبنای مقایسه باشد. در مورد برخی از اعداد و ارقام و ادعاهایی که جناب حامد مقدم هم در مورد پیشرفت شاخص های کلان شهری در دوره گذشته ارائه کردند، بد نیست که از دوستان فعلی در روابط عمومی شهرداری نیز استعلام صورت بگیرد. ظاهرا دوستان جدید هم ادعاهایی دارند و حداقل در برخی از موارد که بنده شنیده ام به لحاظ سرعت کمی توسعه نیز اعدادی خیلی بیشتر از آنچه جناب حامد مقدم فرمودند در دوره جدید اتفاق افتاده است. به هر حال قطعا رشد کمی شاخصهای مهمی چون سرانه فضای سبز و وضعیت پارکینگ و … باید بررسی شود. باید دید اگر در دوره قبلی این شاخص رشد مشخصی داشته الان به چه شتابی در این رشد رسیده است.اینها شاخص های مهمی است. اتفاقا خیلی از ناگفته های عملکرد مدیریت شهری دو سال اخیر و صحت این ادعاها که در همه زمینه ها سرعت توسعه کم شده است از داخل همین اعداد و ارقام در می آید.

مدیریت قبلی می توانست بسیاری از مشکلات به ارث رسیده را رفع کند

اما بگذارید به همان مبنای اولیه خود در نقد بر گردیم. یعنی میزان توجه به حل مسائل واقعی شهر مشهد و میزان توجه مدیریت شهری به آن در دوره های گذشته و حال. واقعا مشهد مسئله زیاد دارد، مسائلی که نمی توان آنها را نادیده گرفت. هرچه قدر هم آقایان، آمارهایی از جنس گزارش کارهای روابط عمومی بدهند، در نهایت مردم خودشان با پوست و گوشت خود مشکلات را حس کرده اند و بهترین قاضی هستند.البته یک نکته را اشاره بکنم. اگر بخواهیم با انصاف سخن بگوییم، باید اشاره کنیم که بسیاری از مشکلات و بحران های فعلی شهر مشهد ناشی از مدیریت های گذشته های قبل از جناب پژمان بوده و در ریشه یابی این مشکلات،  نمیتوان تنها آن را به حساب ایشان نوشت، اتفاقا بنده معتقدم در بسیاری از موارد باید جناب امیری پور،  نوروزی و بنی هاشمی را اینجا بیاوریم تا پاسخگو باشند.البته، مدیریت شهری گذشته می توانست بسیاری از مشکلات به ارث رسیده را با اقدامات خود مرتفع کند و عملا نقش خود را در این بازی طراحی شده توسط مدیران اسبق به خوبی انجام دهد که متاسفانه در موارد متعددی این اتفاق نیفتاد. لذا اگر ما گذشته مدیریت شهری را نقد می کنیم منظورمان رویه های حاکم شده در مدیریت شهری مشهد در دوره های گذشته است. خدایی نکرده احساس نشود که همه فجایع و مسائل بناست به دوره 6 ساله تصدی ایشان وصل شود. این کار بی انصافی است. من یک عنصر دانشگاهی ام، هیچ تعلق خاطر فردی هم به هیچ یک از این جریانات گذشته و حال ندارم .

واقعیت این است که در دوره 6 ساله مذکور به ویژه به لحاظ کمیت و حتی در مواردی  به لحاظ شاخص های کیفی، گام های بلندتری نسبت به دوره شهرداری مثل جناب نوروزی و بنی هاشمی برداشته شد.اتفاقا از مزیت های دوره آقای پژمان توسعه های نرم افزاری و سخت افزاری است.بله تعداد زیادی فرهنگسرا ساخته شد و سخت افزارها رشد پیدا کرد اما مسائل و مشکلات بسیار زیادی هم تحویل تیم فعلی شده است که نمی توان به هیچ وجه آن را حذف کرد.

خوب موارد زیاد است من تنها به چند نمونه اشاره می کنم. به طور مثال، یکی از مهمترین مسائل در مدیریت شهری، میزان توانایی مدیریت شهری در ایجاد درآمدهای پایدار است. بد نیست دوستان، روند افزایشی درآمدهای ناشی از فروش تخلفات ساختمانی را در دوره جناب پژمان بررسی کنند و تحقیق کنند که در دوره مدیریت آقایان، چه میزان از درآمدهای شهری شامل درآمدهای پایدار بوده است. بله، آقایان چرخ توسعه را تند کردند و میزان درآمدهای شهرداری را از ردیف ساخت و سازها و اوراق مشارکت افزایش دادند اما حاصل آن برای توسعه متوازن شهر چه بود؟ ممکن است الان هم بگویند این رویه وجود دارد. البته بنده ادعایی در مورد دوره جدید ندارم. اگر ثابت بشود در این دوره هم درصد تحقق درآمد از تخلفات ساختمانی با شتابی بیش از قبل رشد کرده، بنده این دوره را هم نقد می کنم.

این جمله را تکرار نکنند که اسب زین شده تحویل داده ایم

8

در خصوص توسعه نامتوازن و عدالت شهری بحث شد. با کمال تاسف باید گفت که مشهد ما امروز شهری است با یک میلیون و دویست هزار نفر حاشیه نشین، نمیدانم شما تا به حال به مناطق حاشیه نشین از شهرک شهید رجایی و مهرگان گرفته تا بلوار توس و نوده و غیره گذری کرده اید یا خیر، واقعا شما این جمعیت عظیم حاشیه نشین را که حاصل مدیریت آقایان است می بینید و  بعد می گویید که اسب زین شده تحویل مدیریت شهری جدید داده اید؟همه باید پاسخگو باشند. شهرداران قبل از جناب پژمان هم باید پاسخگو باشند. استاندار دولت اصلاحات و سازندگی و عدالت هم باید پاسخگو باشد که زمانی که این حاشیه ها در حال شکل گیری بود چه اقداماتی را انجام داده بودند؟ حداقل دیگر این جمله را دیگر تکرار نکنند که ما اسب زین شده را تحویل داده ایم. نمی دانم در نظر سنجی شما حاشیه شهری ها هم بوده اند یا نه؟ ما نمی گوییم نظر سنجی که اشاره کردید علمی نیست. بنده معترض به مبنای مقایسه شما شدم. وقتی نظر 400 یا 500 نفر در یک نظر سنجی مهم است که در جای خود قابل تامل هم هست، چرا نباید رای ده ها هزار نفر از مردم در انتخابات شوراها اهمیت نداشته باشد؟ خب همین حالا بروید در مناطق حاشیه نشین ببینید که شیب افزایش امکانات در این 2 سال چه قدر افزایش پیدا کرده است. همین نقاطی را که نام بردم تشریف ببرید و بدون سوگیریهای سیاسی و جناحی، میزان عملکردها را از مردم پرسش کنید. خود مردم بهترین قاضی هستند. البته معتقدیم که هنوز هم خیلی باید کار بشود و هنوز هم این مناطق با مناطق برخوردار شهر تفاوت زیادی دارد.

چه بلایی بر سر بافت اطراف حرم آمد؟

به عنوان یک مثال در حوزه های کالبدی و شهرسازی، ببینید در این 10-15 سال گذشته چه بلایی بر سر بافت اطراف حرم آمد؟ مدیریت شهری با این استدلال که بافت فرسوده در این منطقه مشکلات وسیع اجتماعی و امنیتی و غیره دارد بسیاری از مزیت های نسبی شهر را برای کاربری های اطراف حرم از بین برد. جالب است بدانید که این فرصت سوزی ها با چه استدلالی صورت گرفت. گفته آقای پژمان این بود که این وضعیتی که در اطراف حرم می بینید کل بضاعت ما در حوزه معماری اسلامی بوده است. در خصوص میدان شهدا که به نظر بسیاری از کارشناسان با هیچ کدام از ملاک های متعارف معماری هم سازگار نیست از ایشان سوال شده، فرموده اند که ما کار را به 5  تا معمار بزرگ ایران ارائه داده ایم و  حاصل همین بوده است، بعد شما بروید میدان های مشابهی که در همین سالیان اخیر در تبریز و اصفهان ساخته شده است ببینید، الان وضعیت این میدان به گونه ای است که مجبوریم آن را با المان و سبزه و تابلو و رنگ و بزک کنیم. بله ما در معماری اسلامی خلاء نظری هم داریم. اما اگر حداقل هایی که وجود داشته است مورد استفاده قرار می گرفت این اتفاق نمی افتاد. خوب این یکی از همان دهها فرصت سوخته است. در همین مساله اطراف حرم، با زد و بندهایی که با برخی  نهادهای دولتی و شبه دولتی صوررت گرفت لکه های اقتصادی زیادی در اطراف حرم ایجاد شده که تا سالها قابل تغییر نیست. وضعیت کنونی به گونه ای است که ما اگر الان بخواهیم یک کاربری فرهنگی مثل پارک موضوعی و فرهنگسرا و … در اطراف حرم ایجاد کنیم دیگر روی زمین جایی برای آن نداریم، باید روی طبقه منفی یک و منفی دو ره باغ های حرم حساب باز کنیم. اکثر لکه ها فریز شده است. اینها تازه بخشی از فرصت های سوخته است. میگویند در مدیریت جدید در منطقه ثامن پروانه جدید صادر نشده است. خب با این وضعیت، انتظار داشتید باز هم مثل دوران شما، پروانه تجاری صادر هم بشود؟  شما و همه مدیران موثر در این محدوده، برای وضعیت موجود باید پاسخگو باشید. آن وقت میگویند شهردار کنونی چه قدر اعتبار مالی در این منطقه آورده است. بله هیچ شکی نیست که ارتباطات شهردار قبلی با بسیاری از نهادها و افراد خوب بوده و اتفاقات فراوانی از قبل این ارتباطات در شهر اتفاق افتاده است، اما این بودجه ها همه به توسعه متوازن و معقول شهر منجر شده؟ همین ارتباطات بوده که کار را در  ارتفاعات جنوبی مشهد و آبادگران به اینجا کشیده که متاسفانه برخلاف تمامی قواعد محیط زیستی و حتی قانونی، با کمک ارتباطات شهردار رای کمیسیون ماده 5 را هم آقایان برای ساخت و سازها اخذ کرده اند. همین مشهد مال و جهان مال های 1 و2 حاصل کدام نگاه است؟ وقتی در یک منطقه با تراکم کم، مجوز ساخت چندین برج چند ده طبقه داده می شود که بعضا تخلف یکی از برجها معادل کل تخلف ساختمانی یک منطقه شهرداری است، چه کسی باید پاسخگو باشد؟ بسیاری از این پروژه های مشارکتی الان مشکل پارکینگ دارند. امروز مانده ایم برای مشکل پارکینگ چه کنیم. چقدر برای حل مشکلات ترافیکی آنها هزینه کنیم؟از این قبیل موضوعات بسیار سراغ داریم که اکنون زمان برای طرح آن نیست. ببینید چه اتفاقی افتاده است که حل بسیاری از مسائل کلان شهر روی زمین مانده، آن وقت یک سری مسائل کم اهمیت همچون سخنرانی شهردار با زبان لاتین در اجلاس خارجی یا المان های نوروزی در فضای عمومی و رسانه ای پررنگ می شود. خوب انسان متوجه می شود که روندها به چه سمتی است.

 در خصوص ملاقات های مردمی، فقط به یک تجربه شخصی بسنده می کنم. به عنوان یک پیگیری نخبگانی بارها از شهردار سابق خواستیم که در جلسه ای با حضور جناب سرویها بع نوان منتقد عملکرد شهرداری، در یک مسجد مرکزی شهر مثل مسجد صنعتگران حاضر شوند و در مقابل مردم و جمع نخبگان به سوالات و ابهامات موجود پاسخ دهند. اتفاقا صحت و سقم بسیاری از ادعاهای مطرح شده علیه شهردار سابق هم در آن جلسه مشخص میشد و چه بسا بسیاری از مسائل فیصله پیدا می کرد. اما هر بار با این پاسخ مواجه شدیم که چون طرف مقابل در شان شهردار نیست و جلسه به جنجال کشیده می شود با آن مخالفیم.  آقایان به اساتید دانشگاه اشاره می کنند، بد نیست ببنید نظر نخبگان حوزوی و دانشگاهی دغدغه مند در باب مشکلات ریشه ای مشهد چیست؟ بله مدیریت شهری مشهد در 10 سال گذشته با نخبگان ارتباط داشته است اما تنها حلقه بسته ای از افراد همسو، با سرمایه گذاران ارتباط داشته اما حلقه بسیار محدودی از آنها. استدلالشان هم این بود که سرمایه گزار برای شهر مشهد محدود است و در اول کار، چاره ای جز این روش نیست.

در خصوص پروژه قطار شهری توضیحاتی دادند. بلاخره این پروژه 5 ساله بسته شده بود. در 5 سال ما 3 سال و نیم تاخیر داشته ایم. خب این چه مدل کنترل و مدیریت پروژه بوده است؟ به هر حال قرار بوده این کارهایی که جناب حامد مقدم گفتند از تملک گرفته تا خرید قطعات و غیره و غیره در یک برنامه 5 ساله طبق یک گانت چارت پیش برود. البته اینجا نمیخواهم توپ را در زمین شهرداری بیندازم و نقش افزایش قیمت ارز و خیلی از موارد دیگر را نیز در نظر نگیرم، اما به هر حال ایرادات کلانی در مدیریت کار وجود داشته که کار را به اینجا کشانده بود. در بسیاری از موضوعات دیگر هم این نگاه ناقص را می بینیم.

باید نگاه های سیاسی جهان اسلام را در این شهر پررنگ کنیم

 در موضوع نگاه به جهان اسلام از این حرف آقای حامد مقدم در خصوص تبلیغات در حوزه بین الملل تعجب می کنم. ما شهری داریم که قرار است در سال 2017 پایتخت فرهنگی جهان اسلام شود. اتفاقا باید نگاه های سیاسی جهان اسلام را در این شهر پررنگ کنیم و برای زائرین شیعه برنامه ریزی های متناسبی داشته باشیم. من هم مثل ایشان می بینم که در فضای فعلی شهرداری بسیاری از مدیران رده های میانی همان مسیر گذشته را می روند. اتفاقا بسیاری از رویه ها هنوز هم ادامه دارد. دادن رپرورتاژ آگهی محض به شبکه های مختلف استانی و کشوری که در زمان جناب حامد مقدم باب شد چه مساله ای از مردم مشهد را حل میکند؟ شاید به صلاح نباشد بنده انتقاد هم بکنم اما متاسفانه برخی از مدیران فقط عنوان و اسامی آنها تغییر کرده است و رویه همان رویه قبلی است. از ظرفیت شبکه استانی و گزارش 5 برای حل مسائل شهری جه استفاده ای شده ؟ متاسفانه این برنامه به رپورتاژ تبدیل شده است. اینجا هم سیاست دو گانه است و ما قبول داریم.این خیلی بد است که مردم را از حوزه تصمیم گیری جدا کرده ایم. به طور مثال خط بی آر تی طبرسی را ایجاد می کنیم بعد با نارضایتی مردم و کسبه مواجه می شویم.موقع محاسبه این طرح مردم را ندیدیم و این عیب است. جالب اینجاست که همان مدیر میانی در این موضوع سرجای خود هست و همین نگاه ادامه پیدا کرده است.

 7

مدیریت شهری به دلیل ناتوانی رو به فروش اموال سرمایه ای شهر آورده است

حامد مقدم: من یک پرسش مطرح می کنم. کدام سازمان در طول 6 سال بودجه اش از 200 میلیارد تومان به 9500 میلیارد تومان رسیده است؟ خب این یعنی اسب زین شده که ما گفته ایم.شما شاخص های مدیریت شهری را بروید بررسی کنید. ما در سال 86 در اکثر شاخص ها بین 8 کلان شهر ایران رتبه ششم یا هفتم را داشتیم. اما در سال 92 ما در اکثر شاخص ها در کشور یا اول هستیم یا دوم و این یعنی اسب زین شده که ما گفته ایم. تمام شاخص ها را هم  بر اساس متروپلیس مطرح می کنیم که استاندارد جهانی است. بله؛ در خصوص حاشیه شهر مشهد یک میراثی به ما رسید و خیلی هم کار کردیم. شاید دوستان کم اطلاع هستند که می گویند کار نشده است. در خصوص درآمدهای پایدار مهندس پژمان خیلی خوب کار کرد. ببنید چه خزانه پر پول و انواع سرمایه های منقول و غیر منقول را در اختیار شما گذاشت. اما امروز مدیریت شهری به دلیل ناتوانی رو به فروش اموال سرمایه ای شهر مشهد مانند ساختمان منطقه یک و ساختمان اقبال لاهوری و … آورده است. این اموال متعلق به مردم است و به سختی تهیه شده اند. با چه اجازه ای فروخته می شوند؟ درهمین زمینه بازیافت تولید برق را راه انداختیم که تکنولوژی آن را اروپایی ها به ما نمی دادند. خب این همان درآمد پایدار است. زمان آقای پژمان فروش مازاد تراکم از لحاظ برخی آقایان بد بود، الان بد نیست؟ همین الان دستورات رییس شورای شهر در سال اول این دوره وجود دارد که فروش تراکم ادامه داشته باشد.

مدیریت شهری در تعامل با استانداری و فرمانداری خوب عمل کرده است

شعرباف:جمع بندی کلی حرف ما این است که یک سری مشکلات کلان و مهم  از دوره قبل به تیم فعلی رسیده است اگر چه نمی خواهیم همه مشکلات را مربوط به شهرداری سابق بکنیم. روی توسعه کمی تاکید داریم اما جهت کیفی توسعه را مهمتر می دانیم.  در فرآیند این اصلاح هم نباید نگاه صفر و یکی داشته باشیم. مثلا چون فلانی کارشناس آقای پژمان بوده دیگر باید از حوزه مشاوره ها هم خارج شود، نه از همه نقدهای منصفانه باید استقبال کنیم. در خصوص ارتباطات مدیریت شهری با دولت با وجود اینکه ظاهرا یک اختلاف دیدگاه سیاسی بین شهرداری و دولت وجود دارد اما انصافا مدیریت شهری در تعامل با استانداری و فرمانداری خوب عمل کرده اند و در  موضوعاتی چون حاشیه شهر و حمل و نقل پای کار آمده اند. این موضوع که نشانه صبر و بردباری و قدرت تعامل و مذاکره مناسب در مدیران شهری است باید تقویت شود .همه دوست داریم مسئله حاشیه شهر زودتر به یک سر و سامانی برسد . این گفتمانی که برای حل مسائل حاشیه شهر ایجاد شده است باید ادامه پیدا کند. در حاشیه شهر حجم وسیعی از مشکل وجود دارد. در دو سال گذشته از لحاظ کمی و کیفی به جلو حرکت کرده ایم.باید شتاب به سمت حل مشکلات بیشتر بشود. در مورد مشکلات به ارث رسیده هم باید هر چه زودتر تا کار از کار نگذشته تدبیر کنیم. شبیه به آنچه در مورد ارتفاعات جنوب اتفاق افتاد می تواند در برخی از دیگر موارد هم اتفاق بیفتد. چندی پیش از قول آقای دکتر بحرینی نماینده مردم مشهد شنیدم که پیشنهاد داده بودند که زمان کوتاهی توسعه اطراف حرم متوقف شود و تمام نهادها پای کار بیایند تا یک طرح دقیق و جامع بصورت فوری برای اصلاح وضعیت تهیه شود. ممکن است مدیریت شهری بابت این کار از بسیاری ناسزا بشنود  اما یک کار اصولی در مدیریت اطراف حرم اتفاق خواهد افتاد. متاسفانه در حال حاضر بسیاری از پروژه ها در حال اجرا است و نمی توان اقدامات موثری کرد، باید به بسیاری از مرهم ها و کارهای سطحی هم در این موارد توجه کرد تا شاید وضع از این بدتر نشود.

تصاویر از بیتا منتظری

مطالب بيشتر

بدون نظر